ذهبى در كتاب ميزان نام او را آورده و آنچه شنيدى ، در شرح حالش گفته است .
وى در كنار نامش ، رمز ترمذى و نسايى را قرار داده است تا اشاره كند به اينكه آنها حديث وى را حجت مىدانند و به آن استدلال مىكنند .
احاديثى را كه او از بيان بن بشر و عطاء بن سائب و از گروهى ديگر ، از طبقهء اينان ، نقل كرده است ، مىتوانيد در صحيح ترمذى و صحيح نسايى مشاهده كنيد .
او در سال 167 از دنيا رفته است .
* * *
16 - جعفر بن سليمان ضبعى بصرى ، ابو سليمان
ابن قتيبه ، در كتاب معارف خود صفحهء 206 ، او را از رجال شيعه شمرده است .
ابن سعد نام وى را در رجال آورده و صريحا ، او را شيعه و موثق خوانده است .
احمد بن مقدام او را رافضى دانسته است .
ابن عدى نام او را به ميان آورده و گفته است : شيعه است و خيال مىكنم عيبى ندارد ؛ احاديث او انكار شدنى نيست و از نظر من ، ممدوح و ستوده است كه بايد حديثش را پذيرفت .
ابو طالب مىگويد : از احمد شنيدم كه مىگفت : جعفر بن سليمان ضبعى ايرادى ندارد ( رواياتش پذيرفتنى است ) . به او گفته شد : سليمان بن حرب مىگويد : احاديث جعفر را نبايد نوشت . پاسخ داد : نه ، او نهى از اين كار نمىكرد ، تنها اين بود كه جعفر شيعه بود و احاديثى در فضايل على عليه السّلام نقل مىنمود . . . . .
ابن معين گفته است : از عبد الرزاق سخنى شنيدم كه براساس آن ، توانستم راجع به مذهب وى استدلال كنم و آن سخن اين بود : من به عبد الرزاق گفتم : استادهاى تو معمره ، ابن جريح ، اوزاعى ، مالك و سفيان ، همه از اهل سنت بودند ، پس تو اين مذهب ( مذهب اهل بيت عليهم السّلام ) را از چه كسى گرفتى ؟
پاسخ داد : جعفر بن سليمان ضبيعى پيش ما آمد ، من او را فاضل و مردى هدايت يافته و نيك ديدم . اين مذهب ( مذهب تشيع ) را از او گرفتم .
من مىگويم : نظر محمّد بن ابو بكر مقدمى عكس نظر ابن معين است ؛ زيرا وى معتقد