است ، مىگفته است : وصىّ الاوصيا چنين برايم گفت .
و ابن عدىّ ، چنانكه در شرح حال جابر ، در ميزان ، است ، گفته است : آنچه موجب عيب گرفتن بر جابر شده ، اين است كه او به رجعت ايمان داشته است .
ذهبى در شرح حال وى در ميزان ، از قول زائده چنين نقل نموده است : جابر جعفى رافضى بود و دشنام مىداد .
من مىگويم : با اين حال ، نسايى و ابو داود به احاديث او احتجاج كردهاند . در صورت مراجعه ، احاديث وى را در باب سجدهء سهو ، در صحيح نسايى و صحيح ابو داود ، خواهيد يافت .
شعبه ، ابو عوانه و عدهاى از اين طبقه ، از او حديث فرا گرفتهاند .
ذهبى ، در كتاب ميزان ، رمز ابو داود و ترمذى را كنار نامش گذارده است تا اشاره كند به اينكه وى از رجال اسناد آنهاست . او از سفيان نقل نموده است كه جابر جعفى ، در نقل حديث ، مرد پرهيزگار و باتقوايى است . و نيز سفيان گفته است : من پرهيزگارتر از او نديدم .
شعبه گفته است : جابر بسيار راستگوست . و نيز او گفته است : هرگاه جابر مىگفت أنبأنا و حدّثنا و سمعت ، از موثقترين مردم بود .
وكيع گفته است : اگر در همهچيز شك كرديد ، در اين شك نكنيد كه جابر جعفى موثق و مورد اطمينان است .
ابن عبد الحكم از شافعى شنيده است كه سفيان ثورى به شعبه گفته است : اگر نسبت به جابر جعفى حرف ناروايى بزنى ، من هم به تو خواهم گفت .
جابر ، در سال 128 يا 127 از دنيا رفته است . خدا رحمتش كند .
* * *
14 - جرير بن عبد الحميد ، ضبّى كوفى
ابن قتيبه ، در كتاب معارف خود ، او را شيعه دانسته است . و ذهبى نام او را در كتاب ميزان آورده و رمزى در كنار نامش گذارده است تا اشاره كند به اينكه همهء نويسندگان صحاح به احاديث او استدلال مىكنند و اعتماد دارند .