19 - حارث بن عبد اللّه همدانى
از صحابه و خواص امير مؤمنان عليه السّلام و از برترين افراد تابعين بوده است . موقعيت او در تشيع بىنياز از بيان است ؛ او نخستين كسى است كه ابن قتيبه ، در كتاب معارف خود ، وى را از رجال شيعه شمرده است .
ذهبى ، در ميزان الاعتدال ، وى را ياد كرده و اعتراف كرده است كه از بزرگان علماى تابعين است . سپس از ابن حيان چنين نقل مىكند : او در تشيع غلوّ داشته است .
آنگاه تهمتها و ناروايىهاى بسيارى را كه اهل تسنن به خاطر تشيع وى دربارهاش گفتهاند ، يادآور مىشود و با اين وصف ، از آنها نقل مىكند كه اقرار نمودهاند : او فقيهترين و دانشمندترين و واردترين فرد در محاسبهء فرائض ( ارث ) بوده است . و اعتراف كرده است كه حديث حارث در سنن اربعه موجود است . او تصريح مىكند كه نسايى ، با آن سختگيرىاش در رجال ، به احاديث حارث احتجاج و استدلال كرده و او را قوى و مورد اعتماد دانسته است .
همچنين تصريح كرده است كه جمهور ، با اينكه به دليل شيعه بودنش ، وى را مورد اهانت قرار مىدهند اما احاديث او را در تمام ابواب ذكر مىكنند .
شعبى او را تكذيب مىكرده است اما احاديث او را نقل مىكند . ذهبى ، در ميزان الاعتدال گفته است : ظاهرا ، شعبى او را در لهجه و حكاياتش تكذيب مىنمود اما در احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، نه .
ذهبى خود ، در ميزان ، گفته است : حارث از ظروف و پيمانههاى نگاهدار علم و دانش بوده است . سپس از محمّد بن سيرين چنين نقل مىكند : از اصحاب ابن مسعود ، پنج نفر بودهاند كه از آنها علم فراگرفته مىشد . من چهار نفر از آنها را ديدم ، ولى حارث را نديدم . درحالىكه وى از آن چهار نفر ، برترين و نيكوترين آنها بوده است . و سپس اضافه مىكند : در مورد اينكه از ميان علقمه ، مسروق و عبيده كداميك افضلند ؟ اختلاف است .
من مىگويم : خداوند افراد موثق و مورد اطمينان را بر شعبى مسلط ساخته است كه او را تكذيب كنند و خوار و سبك شمارند ؛ يعنى كيفر مناسبى به او بدهند [ يعنى عملا ، با گفتارشان سخنان شعبى در مورد حارث را پاسخ گويند و شعبى را تكذيب نمايند ] . چنان