الأرض فما من قائم و لا من خروج ، فقال أبو الحسن عليه السّلام : صدق أبو عبد اللّه عليه السّلام و ليس الأمر على ما تأوّله ابن بكير ، إنّما قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : اسكنوا ما سكنت السماء من النّداء و الأرض من الخسف بالجيش .
[ الحديث 1591 حكم الخروج بالسّيف قبل قيام القائم عليه السّلام ]
في الوسائل : ( كتاب الجهاد ) باب « حكم الخروج بالسّيف قبل قيام القائم عليه السّلام » عن سدير قال : قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : يا سدير ! الزم بيتك و كن حلسا من أحلاسه ، و اسكن ما سكن اللّيل و النّهار ، فاذا بلغك أنّ السفياني قد خرج فارحل إلينا و لو على رجلك .
[ الحديث 1592 حكم الخروج بالسّيف قبل قيام القائم عليه السّلام ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن ربعي رفعه ، عن عليّ بن الحسين عليهما السّلام قال : و اللّه لا يخرج أحد منّا قبل خروج القائم عليه السّلام إلّا كان مثله كمثل فرخ طار من و كره قبل أن يستوي جناحاه فأخذه الصّبيان فعبثوا به .
هامش
برقرارند خروجى روا نباشد پس هيچ قيامكننده و خروجى نباشد ( امام قائم كه وعده داده شده ظاهر نخواهد شد ) پس حضرت رضا ( ع ) فرمود : سخنانى كه از حضرت صادق ( ع ) نقل كرده صحيح و راست است ولى معنى و مراد آن نيست كه ابن بكير تاويل نموده ، بلكه معناى فرمودهء حضرت صادق ( ع ) آنست كه مادامى كه آسمان از نداء و زمين از خسف و فرو بردن لشكر سكونت و آرامش دارد ( تا نداى آسمانى و فرو رفتن لشكر سفيانى به زمين واقع نشده ) شما نيز آرامش داشته باشيد .
( 1 ) 1591 - در وسائل : ( كتاب جهاد ) باب « حكم خروج با شمشير قبل از قيام حضرت قائم عليه السّلام » از سدير روايت شده كه حضرت صادق ( ع ) فرمود : اى سدير ، از خانهء خود بيرون ميا و مانند گليمى از گليمهاى خانهات كه به زير فرش پنهان است بوده باش ( يعنى چنانچه گليم زير فرش از نظر پنهان است تو خود را در خانه از مردم غوغاگر و آشوب طلب نيز پنهان بدار ) و تا شب و روز بر قرار است آرام باش ، و هر گاه به تو خبر رسيد كه سفيانى خروج كرده پس بجانب ما ( آل محمد ) كوچ نما و بيا گرچه با پاى پيادهات باشد .
( 2 ) 1592 - و نيز در همان كتاب و باب : از ربعى و او مرفوعا از حضرت زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : به خدا سوگند هيچ كس از ما خاندان پيغمبر پيش از خروج ( و ظهور ) قائم ( ع ) خروج نميكند جز آنكه مثل او چون مثل جوجهاى باشد كه پيش از كامل شدن دو بالش از لانهاش پرواز كند و بيرون بيايد پس كودكان آن را بگيرند و با آن بازى كنند ( و آخر آن را بكشند ) .مرغ پر نارسته چون پران شود * طعمهء هر گربهء دران شود