بالمعروف و لا نفعله .
يا أباذر ! إنّ حقوق اللّه أعظم من أن يقوم بها العباد ، و إنّ نعم اللّه عز و جل أكثر من أن يحصيها العباد و لكن أمسوا تائبين و أصبحوا تائبين .
[ الحديث 1594 صفة العلم و فضله و فضل العلماء ]
في الكافي : ( كتاب فضل العلم ) باب « صفة العلم و فضله و فضل العلماء » عن ربعي بن عبد اللّه ، عن رجل ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال : قال : الكمال كلّ الكمال التّفقه في الدّين و الصّبر على النّائبة و تقدير المعيشة .
[ الحديث 1595 في أن علم النّاس كلّه في أربع ]
و فيه أيضا : باب « النّوادر » عن سفيان بن عيينة قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : وجدت علم النّاس كلّه في أربع : أوّلها أن تعرف ربّك ، و الثاني : أن تعرف ما صنع بك ، و الثالث : أن تعرف ما أراد منك ، و الرّابع : أن تعرف ما يخرجك
هامش
گويند ما در دنيا امر بمعروف مينموديم ( مردم را به كارهاى شايسته امر ميكرديم ) و آن كارهاى نيك و شايسته را خود بجا نمىآورديم .
اى ابا ذر ، همانا حقوق خداوند بزرگتر و بيشتر از آنست كه بندگان بتوانند به آن قيام نمايند ( و آن حقوق را اداء كنند ) و نعمتهاى خداى با عزت و جلال بيش از آنست كه بندگان آنها را شماره كنند ( و از عهدهء شكر و سپاسگزاريش بر آيند ) و ليكن روز را بشب و شب را بروز آوريد در حالى كه از نافرمانى خداوند بفرمانبرداريش تائب و بازگشتكننده باشيد .بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر بدرگاه خدا آورد
ور نه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه بجا آورد( 1 ) 1594 - در كافى : ( كتاب فضل علم ) باب « صفت علم و فضلش و فضيلت علماء از ربعى بن عبد اللَّه از مردى از حضرت باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : كمال همه و تمام كمال ، دانائى و بصيرت و بينائى يافتن در دين ، و صبر و شكيبائى بر مصيبت و گرفتارى ، و تدبير و اندازهگيرى امر معيشت و زندگى است .بر احوال آن كس بيايد گريست * كه دخلش بود نوزده خرج بيست( 2 ) 1595 - و نيز در همان كتاب : باب « نوادر » از سفيان بن عيينه روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) شنيدم كه ميفرمود : تمامى علم و دانش مردم را ( كه آموختن آن لازم است ) در چهار قسمت يافتم : نخستين آنها آنست كه پروردگار خود را بشناسى ، دوم آنكه عمل و رفتارى كه خداوند با تو نموده بدانى ( نعمتهائى را كه خدا عطا فرموده و سر آمد همهء آنها عقل و دين و فرستادن پيغمبران است بررسى نمائى و در صدد سپاسگزاريش برآئى ) سوم آنچه را كه از تو خواسته بدانى ، چهارم آنچه را كه از دينت تو را خارج