تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
أوقع على الموت أم وقع الموت عليه ، و اللّه ما يبالي ابن أبيطالب أوقع على الموت أم وقع الموت عليه .

[ الحديث 1584 الغيبة ]

في مجموعة الورّام : باب « الغيبة » و قال أنس : خطبنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فذكر الرّبا و عظم شأنه فقال : إنّ الدّرهم يصيبه الرّجل من الرّبا أعظم عند اللّه في الخطيئة من ستّ و ثلاثين زنية يزنيها الرّجل ، و أربى الرّبا عرض الرّجل المسلم .

[ الحديث 1585 الغيبة ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، و روى أنّ عيسى عليه السّلام مرّ و الحواريّون على جيفة كلب ، فقال الحواريون : ما أنتن ريح هذا الكلب ؟ فقال عيسى عليه السّلام : ما
هامش
و صفات پسنديده بودن است ، پس ( دارندهء اين سه خصلت ) باكى ندارد كه او بر مرگ واقع شود ( بسبب جهاد رفتن بجانب مرگ رود ) يا مرگ بر او واقع گردد ، به خدا سوگند پسر ابى طالب باكى ندارد كه بر مرگ واقع شود يا مرگ بر او واقع و وارد گردد . بيان : پرسش سائل به جهت آنست كه استعداد براى مرگ در كلام پيغمبر اكرم ( ص ) است آنجا كه فرمود : « اذا دخل النور القلب انفسح ، قالوا هل لذلك من علامة ؟ قال ( ص ) : نعم ، التجافى عن دار الغرور و الانابة الى دار الخلود و الاستعداد للموت قبل نزوله » هر گاه نور ايمان و علم در قلب وارد گردد قلب وسعت و گشايش يابد ( زيرا وسعت قلب و روح منوط بوسعت علمش باشد ، اگر روح بامور محدودى علم داشته باشد مانند امور دنيويه براى او وسعتى نباشد ، اگر بامور غير محدود و بىپايانى عالم گردد كه علوم الهى باشد البته وسعت و گشايش يابد ) عرض كردند آيا براى وسعت قلب علامت و نشانه‌ايست پيغمبر اكرم ( ص ) فرمود : آرى ، كناره‌گيرى نمودن از ( لذتهاى حرام ) دنياى فريبنده و بازگشت از توجه بآلايش دنياى فانى بسراى جاودانى آخرت ( رو آوردن بطاعات و وظائف عبوديت ) و آماده شدن براى مرگ پيش از فرا رسيدنش مىباشد . ( 1 ) 1584 - در مجموعهء ورام : باب « غيبت » از انس روايت شده كه رسول خدا ( ص ) براى ما خطبه خواند ( و سخنرانى فرمود ) پس ربا را ذكر نمود و عظمت و اهميت و سختى عقوبت آن را بيان كرد و فرمود : همانا يكدرهم از ربا كه مرد و شخص مسلمان بدست آورد معصيت و گناه آن نزد خدا از سى و شش زنا بزرگتر است كه مرد آن را انجام دهد و آنچه عقوبتش از ربا بيشتر ( و گناهش از آن بزرگتر ) است ريختن و از ميان بردن آبروى شخص مسلمانست . ( 2 ) 1585 - و نيز در همان كتاب و باب روايت شده كه حضرت عيسى ( ع ) با حواريين عبورشان بر مردار سگى افتاد ، حواريون گفتند اين سگ مرده چه اندازه متعفن و بد