تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢

[ الحديث 1215 فيما أوحى اللّه عزّ و جلّ إلى داود عليه السّلام ]

في جواهر السنيّة : باب « داود عليه السّلام » عن سعد الإسكاف قال لا اعلمه إلّا عن أبي جعفر عليه السّلام قال : كان في بني إسرائيل عابد فأعجب به داود عليه السّلام فاوحى اللّه عزّ و جلّ إليه لا يعجبك شيء من أمره فانّه مرائي ، فمات الرجل فقال داود : ادفنوا صاحبكم و لم يحضره ، فلمّا غسل قام خمسون رجلا فشهدوا باللّه ما يعلمون منه إلّا خيرا ، فلمّا صلّوا عليه قام خمسون آخرون فشهدوا بذلك ، فلمّا دفنوه قام خمسون آخرون فشهدوا بذلك أيضا ، قال : فأوحى اللّه عزّ و جلّ إلى داود عليه السّلام : ما منعك أن تشهد فلانا ؟ فقال داود : يا ربّ ! للّذي اطّلعتني عليه من أمره ، فأوحى اللّه عزّ و جلّ إليه : إن كان ذلك لك و لكنّه قد شهد قوم من الأحبار و الرّهبان ما يعلمون إلّا خيرا فأجزت شهادتهم عليه و غفرت له علمي فيه .

[ الحديث 1216 لا ينفكّ المؤمن من خصال أربع ]

في أمالي الصّدوق : ( المجلس الرابع و السّبعون ) عن سماعة بن مهران ، عن أبي عبد اللّه الصادق جعفر بن محمّد عليه السّلام قال : قال يا سماعة ! لا ينفكّ المؤمن
هامش
( 1 ) 1215 - در جواهر السنية : باب « داود عليه السّلام » از سعد اسكاف روايت شده كه گفت اين حديث را جز از حضرت باقر ( ع ) نميدانم كه فرمود : در بنى اسرائيل عابدى بود كه ( عبادت وى ) حضرت داود ( ع ) را بشگفت آورده بود ، پس خداوند با عزت و جلال به آن حضرت وحى فرمود كه چيزى از امر عبادت او تو را بشگفت نياورد زيرا او رياكار است ، پس آن مرد ( عابد ) بمرد و داود ( ع ) باصحاب خود فرمود : رفيق خود را دفن كنيد و خود حضرت كنار جنازه‌اش حاضر نگرديد ، پس چون غسل داده شد پنجاه نفر مرد ايستادند و گواهى دادند و به خدا قسم ياد كردند كه از او جز خير و نيكى نديده و نميدانند و چون بر او نماز خواندند پنجاه نفر ديگر ايستادند و به همين مطلب گواهى دادند ، پس هنگامى كه او را دفن نمودند پنجاه نفر ديگر نيز ايستادند و به همين كيفيت گواهى دادند حضرت فرمود : پس خداوند با عزت و جلال بداود ( ع ) وحى فرمود كه چه چيز تو را بازداشت از اينكه بجنازهء او حاضر شوى ؟ حضرت داود عرض كرد پروردگارا براى همان امر ( رياكارى ) او كه مرا بر آن مطلع و آگاه ساختى ، پس خداوند با عزت و جلال بسوى او وحى فرستاد اگر چه رياكارى او براى تو ثابت بود و ليكن چون جماعتى از دانشمندان و عبادت‌كنندگان گواهى دادند كه از او جز خوبى نديده‌اند پس من شهادت آنها را در بارهء او پذيرفتم و با وجود اينكه دانا به حال و ريا كارى او بودم وى را بخشيدم و آمرزيدم . ( 2 ) 1216 - در امالى صدوق : ( مجلس هفتاد و چهارم ) از سماعة بن مهران روايت شده كه حضرت صادق ( ع ) فرمود : اى سماعه ، مؤمن از چهار خصلت جدا نشود ( پيوسته
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 232 | ميرزا أحمد الآشتياني