الكبريت الأحمر ، و أمّا إخوان المكاشرة فانّك تصيب لذّتك منهم فلا تقطعنّ ذلك منهم و لا تطلبنّ ما وراء ذلك من ضميرهم ، و ابذل لهم ما بذلوا لك من طلاقة الوجه و حلاوة الّلسان .
[ الحديث 1214 الصبر ]
و فيه أيضا : باب « الصبر » عن أبي بصير قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : إنّ الحرّ حر في جميع أحوآله ، إن نابته نائبة صبر لها ، و إن تداكّت عليه المصائب لم تكسره ، و إن اسر و قهر و استبدل باليسر عسرا كما كان يوسف الصدّيق الأمين صلوات اللّه عليه لم يضرر حريّته أن استعبد و قهر و اسر ، و لم يضرره ظلمة الجبّ و وحشته و ما ناله أن منّ اللّه عليه فجعل الجبّار العاتي له عبدا بعد إذ كان [ له ] مالكا فارسله و رحم به امّة ، و كذلك الصبر يعقّب خيرا فاصبروا و وطّنوا أنفسكم على الصبر توجروا .
هامش
بدان كه آنها از كبريت احمر كميابترند ، و اما برادرانى كه با لب خندان و روى گشاده معاشرت مينمايند پس همانا تو ( از مؤانست و همنشينى با ايشان استفاده و بهره و ) لذت خود را از آنان ميبرى ، و اين دوستى و لذت و بهرهات را از آنها قطع منما و مبر و بيش از آن را ( دوستى حقيقى و آثارش را ) از آنان متوقع مباش ، و آنچه را كه ايشان از خوشروئى و خوشزبانى بر تو روا داشتند تو نيز بر آنان روا بدار .
( 1 ) 1214 - و نيز در همان كتاب : باب « صبر » از ابى بصير روايت شده كه از حضرت صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود : همانا كسى كه آزاد و داراى حريت است در همه حالاتش آزاد است ، اگر حادثه و گرفتارى مهمى به او برسد بر آن شكيبائى ورزد ، و اگر مصيبتها پى در پى بر او وارد و جمع گردد وى را درهم نشكند و اگر چه اسير و مغلوب شود و آسانى امورش به سختى و دشوارى مبدل گردد چنانچه يوسف صديق امين صلوات اللَّه عليه چنين بود كه به بندگى گرفته شدن و مغلوب و اسير گرديدنش بحريت و آزادگى وى زيان نرسانيد و تاريكى چاه و وحشت و ترس آن و آنچه به او رسيد ( از صدمات و امور ناگوار ) بر وى ضرر نرسانيد تا آنكه خداوند بر او منت گذارد و ظالم و ستمگر بر او را بندهء او قرار داد پس از آنكه او مالك آن حضرت بود ، پس خداوند او را به پيغمبرى برگزيد و بواسطهء او بر امتى مهربانى فرمود ، و همچنين است صبر و شكيبائى كه در عقب خود نيكى و خوبى آورد ( عاقبت و نتيجهء آن كاميابى و به مقصود رسيدن است ) پس شكيبائى نمائيد و بر صبر و شكيبائى دل دهيد و خوشنود باشيد تا اجر و پاداش داده شويد .صبر تلخ آمد و ليكن عاقبت * ميوهء شيرين دهد پرمنفعت
صبر تلخ آمد بر او شكر است * صبر سوى كشف هر سر رهبر است
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند * بر اثر صبر نوبت ظفر آيد