تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
يا عليّ ! إفتتح الطعام بالملح و اختتمه بالملح ، فانّ فيه شفاء من اثنين و سبعين داء . يا عليّ ! العقل ما اكتسب به الجنّة و طلب به رضا الرحمن . يا عليّ ! لا صدقة و ذو رحم محتاج . يا عليّ ! درهم في الخضاب أفضل من ألف درهم ينفق في سبيل اللّه تعالى و فيه أربع عشر خصلة : يطرد الرّيح من الاذنين و يجلو البصر و يلين الخياشيم و يطيب النكهة و يشدّ اللّثة و يذهب بالفني و يقلّ وسوسة الشيطان و يفرح به الملائكة و يستبشر به المؤمن و يغيظ به الكافر و هو زينة و طيب و يستحيي منه منكر و نكير و هو برائة له في القبر ( قبره خ ل ) . يا عليّ ! لا خير في قول إلّا مع الفعل و لا في نظر ( منظر - خ ل ) إلّا مع الخبرة ( المخبر - خ ل ) و لا في المال إلّا مع الجود و لا في الصدق إلّا مع الوفاء و لا في
هامش
( 1 ) يا على ! غذا خوردنت را بنمك آغاز نما و به آن پايان ده ، زيرا در آن ( در اول و آخر غذا قدرى نمك خوردن ) شفاء از هفتاد و دو درد است . ( 2 ) يا على ! عقل قوهء شريفه و نيروئى است كه بوسيلهء آن بهشت كسب شود و خوشنودى خداوند مهربان به آن طلب شود . ( 3 ) يا على ! صدقه ( و احسان به بيگانگان ) در حالى كه خويشاوندان محتاج و نيازمندند مقبول نباشد ( و اجر و ثواب صدقه در آن نيست ) . ( 4 ) يا على ! يك درهمى كه در خضاب ( رنگ و حنا بستن ) صرف شود از هزار درهمى كه در راه خداى تعالى انفاق گردد برتر است ( ثواب و پاداش آن بيشتر است ) و در خضاب چهارده اثر نيك است : باد را از هر دو گوش ميبرد و روشنى چشم را زياد مىكند و بالاى بينى را نرم كرده و بوى بدن را نيكو گرداند و لثه را محكم سازد و لاغرى را ميبرد و وسوسهء شيطان را كم مىكند و فرشتگان بواسطهء خضاب خوشحال ميشوند و ( چون خضاب نشانهء شادى خضاب‌كننده است ) مؤمن بوسيلهء آن شاد و مسرور ميگردد و كافر ( از جهت عداوت با مؤمنين ) به آن خشمناك مىشود ، و آن زينت و بوى خوش است و منكر و نكير از آن ( و از سخت‌گيرى بر خضاب‌كننده ) حيا ميكنند و آن در قبر جهت وى باعث دورى عذاب است . ( 5 ) يا على ! فائده‌اى در گفتار و سخنى نيست مگر آنكه توأم با عمل باشد و نه در نگاه كردن مگر با تجربه و دانش و نه در مال و ثروت مگر با جود و بخشش و نه در راستگوئى مگر با وفاء و نه در عفت مگر با ورع و پارسائى ( به قصد اطاعت امر خدا ) و نه در صدقه مگر