[ الحديث 1126 تحريم إخافة المؤمن و لو بالنظر ]
و فيه أيضا : باب « تحريم إخافة المؤمن و لو بالنظر » عن عبد اللّه بن سنان عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : من نظر إلى مؤمن نظرة ليخيفه بها أخافه اللّه عزّ و جلّ يوم لا ظلّ إلّا ظلّه
.
[ الحديث 1127 تحريم المعونة على قتل المؤمن و اذاه و لو بشطر كلمة ]
و فيه أيضا : باب « تحريم المعونة على قتل المؤمن و اذاه و لو بشطر كلمة » « عقاب الاعمال للصدوق ره » عن حماد بن عثمان ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أو عمّن ذكره عنه قال : يجيء يوم القيامة رجل إلى رجل حتّى يلطخه بدمه و الناس في الحساب ، فيقول يا عبد اللّه مالي و لك ؟ فيقول أعنت علىّ يوم كذا و كذا فقتلت .
[ الحديث 1128 تحريم المعونة على قتل المؤمن و اذاه و لو بشطر كلمة ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال : إنّ العبد يحشر يوم القيامة و ما أدمى دما فيدفع إليه شبه المحجمة أو فوق ذلك فيقال له : هذا سهمك من دم فلان ، فيقول يا ربّ انّك تعلم انّك قبضتني و ما سفكت دما
هامش
( 1 ) 1126 - و نيز در همان كتاب : باب « حرام بودن ترساندن مؤمن اگر چه بنگاه تند باشد » از عبد اللَّه بن سنان از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود :
كسى كه بمؤمنى نظر كند بنگاهى كه بسبب آن وى را بترساند خداوند با عزت و جلال در روزى كه ملجأ و پناهى جز پناه او نباشد وى را بترساند ( روز قيامت او را به آتش جهنم و عذابهاى آن ميترساند ) .
( 2 ) 1127 - و نيز در همان كتاب : باب « حرام بودن كمك بر قتل مؤمن و اذيت او اگر چه بجزء كلمهاى باشد » از كتاب عقاب الاعمال صدوق ( ره ) از حماد بن عثمان يا از كسى كه خبر را از او نقل كرده از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : مردى روز قيامت بنزد مردى ( ديگر ) مىآيد و او را به خون خود آلوده ميسازد در حالى كه مردم در محاسبهء اعمال هستند ، پس آن مرد ( كه به خون آلوده شده به ديگرى كه صاحب خون است ) ميگويد اى بندهء خدا مرا با تو چكار است ؟ پس او ميگويد تو در روز چنين و چنان ( كنايه از خصوصيات و نشانههائى است كه براى آن روز ذكر مىكند ) كمك بر قتل و ريخته شدن خون من نمودى پس من كشته شدم .
( 3 ) 1128 - و نيز در همان كتاب و باب : از محمد بن مسلم از حضرت باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : همانا بندهاى روز قيامت بمحشر آورده مىشود در حالى كه خون كسى را در دنيا نريخته ، پس مانند يك شاخ حجامت يا بيش از آن ( از خون ) به او داده مىشود و به او گفته شود اين سهم تو از خون فلاني است ( كه در ريخته شدن آن شركت داشتى