تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
تمّ عقل امرء حتّى يكون فيه خصال شتّى : الكفر و الشّر منه مأمونان ، و الرّشد و الخير منه مأمولان ، و فضل ماله مبذول ، و فضل قوله مكفوف ، و نصيبه من الدّنيا القوت ، و لا يشبع من العلم دهره ، الذّل أحبّ إليه مع اللّه من العزّ مع غيره ، و التّواضع أحبّ إليه من الشّرف ، يستكثر قليل المعروف من غيره ، و يستقلّ كثير المعروف من نفسه ، و يرى النّاس كلّهم خيرا منه و أنّه شرّ هم في نفسه و هو تمام الأمر .

[ الحديث 3 في اختبار عقل الرجل ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( الإختصاص ) عن الصادق عليه السّلام : إذا أردت أن تختبر عقل الرّجل في مجلس واحد فحدّثه في خلال حديثك بما لا يكون ، فإن أنكره فهو عاقل ، و إن صدّقه فهو أحمق .

[ الحديث 4 في أن حسن حال الرجل بعقله ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( المحاسن ) عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، عن آبائه عليهم السّلام ، قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : إذا بلغكم عن رجل حسن [ حال - كافي ] حاله
هامش
باشد در او خويها و نشانه‌هاى چندى : مردم از كفر و آزار او ايمن باشند ، كارهاى نيك و احسان را از وى اميدوار باشند ، زيادى مالش به نيازمندان داده مىشود ، و از سخنان زياده و بيفائده گفتن خود جلوگير است ، و بهرهء او از دنيا باندازهء حفظ رمق اوست ، و در مدت عمرش از دانش سير نميشود ، خوارى نزد مردم و با خدا بودن ، نزد او خوشتر است از عزيز بودن نزد مردم با دورى از خداوند ، فروتنى نزد او پسنديده‌تر است از بزرگى كردن ، بزرگ ميشمارد خوبيهاى كمى كه به او ميرسد و كوچك ميشمارد خوبيهاى بسيارى را كه از او به غير ميرسد ، و تمام مردم را از خود بهتر مىبيند و خويش را پست‌تر از ايشان مىداند ، اينست برترين درجات عقل . ( 1 ) 3 - و نيز در همان جلد و باب : ( از كتاب اختصاص ) از حضرت صادق عليه السلام روايت شده ( كه فرمود : ) هر گاه اراده كردى عقل شخصى را در يك مجلس آزمايش كنى پس حكايت كن براى او در ضمن سخنان خود افسانه‌هائى كه واقع ناشدنى است پس اگر آن حكايت را انكار نمود او عاقل و باخرد است ، و اگر آن را قبول نمود پس او كم‌خرد است . ( 2 ) 4 - و نيز در همان جلد و باب : ( از كتاب محاسن ) از حضرت صادق عليه السّلام از پدران بزرگوارانش عليهم السّلام روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : هر گاه رسيد بشما نيكى حال شخصى و تمجيد نمودن از او ( از جهت بجا آوردن
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 5 | ميرزا أحمد الآشتياني