بمعاشرة السّفهاء ، و صلاح الأخلاق بمنافسة العقلاء ، و الخلق اشكال ، فكلّ يعمل على شاكلته ، و النّاس إخوان ، فمن كان اخوّته في غير ذات اللّه فإنّها تحوز عداوة ، و ذلك قوله تعالى :
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
.
[ الحديث 620 لا تكن ممّن يريد الآخرة به عمل الدّنيا أو به غير عمل ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( مناقب ابن الجوزى ) و قال صلوات اللّه عليه : لا تكن ممّن يريد الآخرة به عمل الدّنيا أو به غير عمل ، أو يؤخّر التّوبة به طول الأمل ، يقول في الدّنيا قول الزّاهدين و يعمل فيها عمل الرّاغبين ، إن اعطي منها لم يشبع و إن ملك الكثير لم يقنع ، يأمر بالمعروف و لا يأتمر ، و ينهى و لا ينتهي ، يحبّ الصّالحين و لا يعمل بعملهم ، و يبغض العاصين و هو أحدهم ، يكره الموت لكثرة ذنوبه و يقيم على ما يكره منه ، يعجبه نفسه إذا عوفي ، و يقنط إذا ابتلي ،
هامش
اخلاق برغبت و معاشرت و همدم شدن با عقلا و خردمندان است ، و مردم ( از جهت باطن ) صورتهاى مختلف ( و صفات گوناگون ) دارند ، پس هر كس صورت باطنى خود را بروز ميدهد ، و مردم برادرانند ، پس كسى كه برادريش براى خدا نباشد محبتش بدشمنى مبدل گردد و همين نكته مراد است از فرمودهء خداى متعال :الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ( در روز قيامت دوستان هر يك نسبت به ديگرى دشمنى ورزند مگر مردمان با تقوى كه دوستيشان براى خدا مىباشد كه دوستان خود را در دنيا به كارهاى نيكى ترغيب كردند كه در آخرت به نتائج آنها شاد گردند ) .
( 1 ) 620 - و نيز در همان كتاب و باب : ( در مناقب ابن جوزى ) است كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمود : مباش از مردمى كه اراده دارند بمقامات عاليهء آخرت برسند و حال آنكه عملشان عمل دنيا است و عمل آخرت نيست ( يعنى از قبيل عبادات و احسان بمستحقين و آنچه اجر و پاداش آخرتى دارد نميباشد بلكه اعمالشان ريائى و جهت شهرت است ) يا اصلا عملى ندارند ، يا عقب مىاندازند توبه را بواسطهء آرزوهاى دور و دراز ( در دنيا ، كه ) در دنيا گفتارشان چون گفتار زهاد ( و عباد ) است ولى كردارشان چون كردار دوستداران ( و علاقمندان ) بدنياست ، و اگر ( چنين مردم دنيا دوست و نزديك بين كه بحطام اين جهان دل خوش داشتهاند و زهد و تقوى را ملعبه قرار دادهاند هر چه از مال و منال ) از دنيا به آن رسد سير نگردد ، و اگر تمول زياد ( هم ) پيدا نمايد قناعت پيشه نسازد ، امر بمعروف مىكند در حالى كه خود سودى نبرد ، و نهى از منكر نمايد در حالى كه خود منهيات را ترك نمىكند ، مردمان نيكو كار را دوست دارد ولى ( از كردار ايشان سرمشق نگرفته ) عمل آنان را پيشهء خود نسازد ، و دشمن دارد گناهكاران را در