هو يريد بعض غزواته ، فقال : يا رسول اللّه ! علّمني عملا أدخل به الجنّة ، فقال :
ما أحببت أن يأتيه النّاس إليك فأته إليهم ، و ما كرهت أن يأتيه النّاس إليك فلا تأته إليهم ، خلّ سبيل الرّاحلة
.
[ الحديث 537 في قول الله تعالى إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
]
في أمالي الطّوسي : ( الجزء الثّاني ) عن عمر بن يزيد ، قال : قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : يابن يزيد ! أنت و اللّه منّا أهل البيت ، قلت : جعلت فداك من آل محمّد ؟ قال : اي و اللّه من أنفسهم ، قلت : من أنفسهم جعلت فداك ؟ قال : اي و اللّه من أنفسهم ، يا عمر ! أما تقرؤ كتاب اللّه عزّ و جلّ :
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
أو ما تقرؤ قول اللّه
هامش
و آله آمد و ركاب شتر آن حضرت را گرفت در حالى كه آن جناب اراده داشت كه به بعضى از جنگها تشريف ببرد ، عرض كرد اى رسول پروردگار ! به من ياد ده عملى را كه بواسطهء ( انجام ) آن داخل بهشت شوم ، فرمود : آن طور كه دوست دارى مردم با تو رفتار نمايند تو نيز با آنها چنان كن ، و آن طور كه خوش ندارى با تو رفتار نمايند تو هم با آنان چنان رفتار منما ، جلو راه شتر را باز كن ( يعنى همين پند و اندرز ترا بس است اگر به آن عمل كنى ) .
( 1 ) 537 - در امالى طوسى : ( جزء دوم ) از عمر بن يزيد روايت شده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اى پسر يزيد ! به خدا سوگند تو از ما خانوادهاى ، عرضكردم فدايت شوم از خانوادهء آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله ؟ فرمود : آرى به خدا سوگند از خود ايشانى ، عرضكردم فدايت شوم از خود ايشانم ؟ فرمود : آرى ، به خدا سوگند از خود ايشانى ، آيا نخواندهاى كتاب خداى با عزت و جلال را كه فرمود :إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ، وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَبدرستى كه نزديكترين مردم بابراهيم آن كسانى هستند كه پيروى او كردهاند و اين پيمبر و كسانى كه ايمان آوردند ( يعنى بدين حضرت خاتم صلّى اللَّه عليه و آله ) و خداوند يار مؤمنين است ، آيا نخواندهاى ( در قرآن ) فرمودهء خدائى كه عزيز و محترم است نام مقدس اوفَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ( حكايت از گفتهء اسكندر است به خداوند كه ) هر كس مرا پيروى كند پس او از من است ، و كسى كه نافرمانى مرا كرد پس تو ( اى پروردگار ) بسيار آمرزنده و رحمكنندهاى .پس تو منظور خدا آنگه شوى * كه چه جزوى سوى كل خود روى