يفشها ، و إن رأى سيّئة أظهرها و أذاعها ؛ و زوجة إن شهدت لم تقرّ عينك بها ، و إن غبت لم تطمئنّ إليها .
[ الحديث 535 وصايا رسول الله ص لسلمان ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( المحاسن ) عن عمرو بن جميع ، رفعه ، قال : قال سلمان الفارسي ( ره ) أوصاني خليلي بسبعة [ بستّة ] خصال لا أدعهنّ على كلّ حال : أوصاني أن أنظر إلى من هو دوني و لا أنظر إلى من هو فوقي ، و أن احبّ الفقرآء و أدنو منهم ، و أن أقول الحقّ و إن كان مرّا ، و أن أصل رحمي و إن كانت مدبرة ، و لا أسئل النّاس شيئا ، و أوصاني أن أكثر من قول لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العليّ العظيم .
[ الحديث 536 طريق الوصول إلى الجنة ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( كتابي الحسين بن سعيد ) عن ابن أبي البلاد ، عن أبيه ، رفعه ، قال : جاء أعرابيّ إلى النّبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم فأخذ بغرز راحلته و
هامش
و همسايهاى كه چشمش بدنبال تو و دلش طالب ظلم و ستم به تو است ، اگر از تو خوبى بيند پنهان كند آن را و بين مردم فاش نسازد ، و اگر بدى بيند ظاهر سازد آن را و بين مردم رواج دهد ؛ و زنى كه هر گاه تو حاضر نزد او باشى چشمت به او روشن نباشد ( يعنى به او دلخوش نباشى ) و اگر غائب باشى از او ، اطمينان بوى ندارى ( از مال خودت و عرض آن زن ) .زن بد در سراى مرد نيكو * هم در اين عالمست دوزخ او( 1 ) 535 - و نيز در همان كتاب و باب : ( از محاسن ) از عمرو بن جميع مرفوعا روايت شده كه گفت : سلمان فارسى ( ره ) فرمود : سفارش فرمود مرا دوست من ( رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ) هفت [ شش ظ ] خصلت و خوى را كه در هيچ حال آنها را ترك نكنم ، سفارش فرمود مرا كه هميشه ( در زندگى ) نظر من به كسى باشد كه وضع معيشت و زندگانى او از من پستتر است ، و نظر نكنم به كسى كه وضع ( زندگانى ) او از من بهتر است ؛ و اينكه دوست بدارم فقرا را و از آنها دورى نكنم ، و اينكه بگويم حق را اگر چه تلخ باشد ؛ و اينكه با خويشان خود پيوستگى كنم اگر چه آنها به من پشت كنند ( و از من دورى كنند ) و اينكه از مردم چيزى نخواهم ( و دست احتياج بسوى آنان دراز نكنم ) و سفارش نمود مرا به بسيار گفتن
لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم
. ( 2 ) 536 - و نيز در همان كتاب و باب : ( در دو كتاب حسين بن سعيد ) از ابن ابى البلاد از پدرش مرفوعا روايت كرده كه گفت : عرب بياباننشينى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه