تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

[ الحديث 349 الظلم ]

في مجموعة الورّام : باب « الظلم » مجاهد رفعه ، يسلّط اللّه الجرب على أهل النّار فيحكّون حتّى تبدو عظامهم ، فيقال لهم : هل يؤذيكم هذا ؟ فيقولون : أي و اللّه ، فيقال : هذا بما كنتم تؤذون المؤمنين .

[ الحديث 350 ما جمع من مفردات كلمات الرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ]

في المجلّد السّابع عشر من البحار : باب « ما جمع من مفردات كلمات
هامش
است ) اينست دانش سود بخش ( چنان كه خداى متعال در قرآن كريم در سورهء جمعه فرموده :مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراًيعنى داستان آنان كه بار شده است بر ايشان كتاب تورات ، يعنى تورات به جهت آنان نازل شده و محكوم به پيروى از احكام آنند و آن را حمل نكردند يعنى مطالب آن كتاب را به كار نبستند و بهره‌اى از آن نبردند ، مانند الاغى است كه كتابهائى را حمل مىكند ) .علمهاى اهل تن احمالشان * علمهاى اهل دل حمالشان علم چون بر تن زند بارى شود * علم چون بر دل زند يارى شود هين بنه بهر خدا اين بار علم * تا به بينى در درون انبار علم بينى اندر دل علوم انبيا * بىكتاب و بىمعيد و اوستا گفت ايزد يحمل اسفاره * بار شد آن علم كان نبود ز هو علم كان نامد ز حق بىواسطه * در نپايد همچو رنگ ماشطه( 1 ) 349 - در مجموعهء ورام : باب « ظلم » نقل شده كه مجاهد مرفوعا روايت كرده : چيره و مسلط گرداند خداوند مرض جرب ( خارش ) را بر اهل جهنم ، پس ميخارانند ( بدن ) خود را تا استخوانهايشان هويدا گردد ( يعنى در اثر خاراندن ، تمامى گوشت و پوست بدن ايشان بريزد ) پس بايشان گفته شود : آيا اين مرض و ابتلاء ، شما را آزار و شكنجه ميدهد ؟ ميگويند : آرى به خدا سوگند ، پس گفته مىشود : اين شكنجه و آزار براى اينست كه مؤمنين را در دنيا اذيت مىنموديد .كافر و فاسق درين دور گزند * پردهء خود را به خود بر ميدرند ظلم مستور است در اسرار جان * مىنهد ظالم به پيش اين و آن كه به بينيدم كه دارم شاخها * گاو دوزخ را به بينيد از ملا پس همين جا دست و پايت در گزند * بر ضمير تو گواهى ميدهند نفس تو هر دم بر آرد صد شرار * كه به بينيدم منم اصحاب نار جزو نارم سوى كل خود روم * من نه نورم تا سوى جنت شوم( 2 ) 350 - در جلد هفدهم بحار : باب « آنچه از مفردات سخنان رسول اكرم صلّى اللَّه