ظالما لبعض العباد و غاصبا لشيء من الحطام ، و كيف أظلم أحدا لنفس يسرع إلى البلى قفولها ، و يطول في الثّرى حلولها ، إلى أن قال عليه السّلام : و اللّه لو اعطيت الأقاليم السبعة بما تحت أفلاكها على أن أعصي اللّه في نملة أسلبها جلب شعيرة ما فعلته ، و إنّ دنياكم عندي لأهون عليّ من ورقة في فم جرادة تقضمها ، ما لعليّ و لنعيم يفنى و لذّة لا تبقى ؟ نعوذ باللّه من سبات العقل و قبح الزّلل و به نستعين .
[ الحديث 320 في العتاب ]
في مجموعة الورّام : باب « العتاب » أمير المؤمنين عليه السّلام : قليل مدوم عليه خير من كثير مملول منه .
[ الحديث 321 جاء رجل إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم قال : ما ينفي عنّي حجّة الجهل ؟ ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عليّ عليه السّلام : جاء رجل إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم قال : ما ينفي عنّي حجّة الجهل ؟ قال : العلم ، قال : فما ينفي عنّي حجّة العلم ؟
هامش
حالى كه بر بعضى از بندگان ستم كرده باشم و ( يا ) چيزى را از متاع دنيا ( از كسى ) به غصب برده باشم ، و چگونه بر كسى ستم كنم در حالى كه آدمى به زودى به پيرى و كهنگى و پوسيده شدن در خاك رجوع كند ، و طولانى شود در خاك ، بقاء او تا آنجا كه فرمود : به خدا سوگند ، اگر هفت اقليم با آنچه در زير افلاك آنها قرار گرفته به من داده شود ( مقصود دنيا و زينتهاى آنست ) براى اينكه نافرمانى كنم خدا را در حق مورچهاى كه پوست جوى را ( كه به دهان دارد بستم ) از آن بستانم چنين نخواهم كرد ؛ همانا دنياى شما در نزد من پستتر از برگى است كه ملخى براى خوردن ، آن را در دهان خود گرفته و خورد كرده باشد ، چه كار است على را با نعمت فانى و نابودشونده و لذت و عيشى كه دوام و بقائى ندارد ؟ پناه ميبريم به خداوند از خواب رفتن عقل ( مقصود غفلت عقل است ) و لغزشهاى زشت ، و از او يارى ميجوئيم .
( 1 ) 320 - در مجموعهء ورام : باب « عتاب » است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود :
عمل كمى كه آدمى بر آن مداومت كند ، نيكوتر است از عمل بسيارى كه موجب ملال و خستگى او باشد .
( 2 ) 321 - و نيز در همان كتاب و باب است كه على عليه السّلام فرمود : مردى حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و عرضكرد : چه چيز حجت نادانى را از من بر طرف سازد ؟ ( يعنى وقتى نادان و جاهل بتكليفى هستم ، نفس ميگويد چون نادانى ، از عمل نكردن معذورى و چنانچه عمل ننمودى باكى بر تو نخواهد بود ) حضرت فرمود : دانش و علم است ( يعنى وظيفهء مولى اينست كه احكام و اوامر خود را در دسترس بندگان خود بگذارد