تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

[ الحديث 263 قيل لأمير المؤمنين عليه السّلام : عظنا و أوجز ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن يعقوب بن يزيد ، عمّن ذكره ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، قال : قيل لأمير المؤمنين عليه السّلام : عظنا و أوجز ، فقال : الدّنيا حلالها حساب و حرامها عقاب ، و أنّى لكم بالرّوح و لمّا تأسوا بسنّة نبيّكم ؟ تطلبون ما يطغيكم و لا ترضون ما يكفيكم .

[ الحديث 264 المعافين من البلاء ]

و فيه أيضا : باب « المعافين من البلاء » عن إسحاق بن عمّار ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، قال : سمعته يقول : إنّ اللّه عزّ و جلّ خلق خلقا ضنّ بهم عن البلاء ،
هامش
تا نه بينى نور دين ايمن مباش * كآتش پنهان شود يك روز فاش تا تو تاريك و ملول و تيره‌اى * دان كه با ديو لعين همشيره‌اى طفل جان از شير شيطان باز كن * بعد از آنش با ملك انباز كن گر ز شير ديو جان را واكنى * در فطام او بسى حلوا خورى مصطفى گويد كه گر گويم براست * شرح آن دشمن كه در جان شماست زهره‌هاى پردلان بر هم درد * نى رود ره نى غم كارى خورد نى دلش را تاب ماند در نياز * نى تنش را قوّت صوم و نماز پس كنم ناگفته‌تان من پرورش * تا نمانيد از قرار و از روش صحبت صالح ترا صالح كند * صحبت طالح ترا طالح كند تن ترا در حبس آب و گل كشد * دل ترا در كوى اهل دل كشد يكزمان صحبتى با اوليا * بهتر از صد ساله طاعت بىريا دست در ذيل ولى حق بزن * اى برادر واره از بو جهل تن( 1 ) 263 - و نيز در همان كتاب و باب : از يعقوب بن يزيد از كسى كه نام برده او را از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : بامير المؤمنين عليه السّلام عرض شد كه پند و اندرز ده ما را ببيان كوتاه و مختصرى ، حضرت فرمود : در حلال دنيا حساب و در حرام آن عقابست ، و كجا خواهد بود براى شما راحتى و آسايشى در آخرت در حالى كه به رويه و دستور پيغمبر خود عمل و اقتدا ننموده‌ايد ؟ طلب ميكنيد چيزى را كه متجاوز و سركش مىكند شما را ، و راضى و خوشنود نيستيد به آنچه كفايت مىكند شما را . ( 2 ) 264 - و نيز در همان كتاب : باب « معافين از بلاء » از اسحاق بن عمار روايت شده كه گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود : بدرستى كه خداوند ايجاد فرمود گروهى را و نگهدارى فرمود آنان را از بلا ؛ آفريد ايشان را در حالى كه بىعيب و نقص‌اند ، و زنده داشت آنان را در دنيا در حالى كه صحيح و سالمند ، و ميرانيد آنان را
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 145 | ميرزا أحمد الآشتياني