أخاف أن يدخلني ما دخلك .
[ الحديث 260 إنّ فقراء المسلمين يتقلّبون في رياض الجنّة قبل أغنيائهم بأربعين خرّيفا ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن ابن أبي يعفور ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، قال : إنّ فقراء المسلمين ( في بعض النسخ : فقراء المؤمنين ) يتقلّبون في رياض الجنّة قبل أغنيائهم بأربعين خرّيفا ، ثمّ قال : سأضرب لك مثل ذلك ، إنّما مثل ذلك مثل سفينتين مرّ بهما على عاشر فنظر في إحديهما فلم ير فيها شيئا فقال : اسربوها ، و نظر في ا [ لا ] خرى فإذا هي موقورة ( في بعض النسخ : موقّرة ) فقال : إجسوها .
[ الحديث 261 من يزرع خيرا يحصد غبطة ، و من يزرع شرّا يحصد ندامة ]
و فيه أيضا : باب « محاسبة العمل » عن ابن فضّال ، عمّن ذكره ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، قال : إنّكم في آجال مقبوضة و أيّام معدودة ، و الموت يأتي بغتة ، من يزرع خيرا يحصد غبطة ، و من يزرع شرّا يحصد ندامة ، و لكلّ زارع ما زرع ،
هامش
كه داخل شود بر من آنچه بر تو داخل شده است ( از عجب و تكبر و قرين بد كه شيطان است ) .
( 1 ) 260 - و نيز در همان كتاب و باب : از ابن ابى يعفور از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : بدرستى كه فقرا و نيازمندان مسلمانان ( در بعض نسخههاست :
فقراء مؤمنين ) مشغول گردش و تفرج در باغهاى بهشتند پيش از اغنيا و توانگران از آنان به چهل سال ( خريف به چهل سال و هفتاد سال و زائد بر اينها نيز معنى شده ) پس از آن فرمود : مثل و مانند آن را براى تو بياورم ، مثل فقير و غنى مؤمن ، مثل دو كشتى است كه آنها را از جلو باجگيرى بگذرانند ، باجگير در يكى از آنها نظر كند و چيزى ( از اموال ) در آن نيابد پس گويد آن را رها نمائيد ، و به ديگرى نظر كند در حالى كه پر ( از اجناس ) است پس گويد آن را بازداشت نمائيد .
( 2 ) 261 - و نيز در همان كتاب : باب « محاسبهء عمل » از ابن فضال از كسى كه نامبرده او را ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : بدرستى كه شما در يك زمانها و مدتهائى هستيد كه جمع كرده خواهد شد و بپايان خواهد رسيد ، و مرگ ، ناگهان بر شما وارد مىشود ، هر كسى كه كشت نمايد خير و خوبى را ، درو مىكند چيزى را كه ديگران مثل آن را آرزو ميكنند ، و كسى كه كشت نمايد شر و بدى را ، درو مىكند ندامت و پشيمانى را ، و براى هر كشتكننده است آنچه كشت نموده .مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو
گفتم اى بخت بخسبيدى و خورشيد دميد * گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو