تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

[ الحديث 218 من كثر همّه سقم بدنه ، و من ساء خلقه عذّب نفسه ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ( تحف العقول ) و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : من كثر همّه سقم بدنه ، و من سآء خلقه عذّب نفسه ، و من لاحى الرّجال سقطت مروّته و ذهبت كرامته .

[ الحديث 219 من تقدّمت إليه يد كان عليه من الحقّ أن يكافي ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب و الكتاب ، و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : من تقدّمت إليه يد كان عليه من الحقّ أن يكافي ، فإن لم يفعل فالثّناء ، فإن لم يفعل فقد كفر النّعمة .
هامش
از راهى كه اميد نداشته و گمان نميبرده است . ( 1 ) 218 - و نيز در همان كتاب و باب : ( در تحف العقول ) است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : كسى كه زياد شود اندوه و غم او ، رنجور و مريض مىشود بدن و مزاج او ، و كسى كه زشت و بد باشد خوى و خلق او ، به سختى و عذاب مبتلا نموده است خود را ، و كسى كه نزاع و جدال نمايد با مردمان ، مروت و احترام و شرافت او از بين رفته است . ( اينكه فرموده : هم بسيار موجب مريض شدن بدنست ، تأثير كسالت و ناراحتىهاى روحى و همچنين آسايش و نشاط آن در مرض و صحت و سلامت مزاج و بدن ، و نيز سرايت امراض جسمانى بروح تا اندازه‌اى حسى و وجدانى است ؛ و در طب و حكمت طبيعى بادله ثابت و مسلم گرديده . و جملهء دوم حديث كه سوء خلق و بدخوئى باعث شكنجه و عذاب خود شخص مىشود ، البته حسد و حرص و بخل و طمع و غضب و ساير اخلاق ذميمه و ناپسند براى روح و جسم بالاترين ناراحتيها و شكنجه و ضررها را فراهم مىآورند ، و در دنيا و آخرت انسان را دچار سختى و عذاب ميسازند . و قسمت سوم كه دشمنى با مردان سبب رفتن مروت و شرافت است ، با نهى اكيدى كه از تباغض و عداوت شده معلوم است كه با خصومت و دشمنى با مردان خصوصا اگر مراد از رجال ، مردان دين و دانش باشد مروت و شرافتى باقى نمىماند ، و بحسب عرف و عادت هم موقع نزاع و طرفيت ، براى طرفين عرض و آبرو و احترامى نخواهد ماند ) . ( 2 ) 219 - و نيز در همان باب و كتاب است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : كسى را كه پيش قدم شدى در احسان به او ( يعنى سبقت در احسانى به او نمودى ) بر او لازمست ( بر ذمهء او حقى است ثابت ) كه عوضى متناسب و همدوش آن نعمت بدهد ، و اگر عوض ندهد پس مدح كند و نيكى او را به زبان گويد ، و اگر مدح و ثناى او را هم نگويد پس ناسپاسى و كفران نموده است آن نعمت را ( جهت آنست كه سپاسگزارى و شكر نعمت خلق هم لازم و وظيفهء دينى است ، زيرا شكر دو قسم است :
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 120 | ميرزا أحمد الآشتياني