[ الحديث 222 ترك الشرّ صدقة ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب و الكتاب ، و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : ترك الشرّ صدقة .
[ الحديث 223 خير من الخير معطيه ، و شرّ من الشرّ فاعله ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب و الكتاب ، و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : خير من الخير معطيه ، و شرّ من الشرّ فاعله .
[ الحديث 224 من نقله اللّه من ذلّ المعاصي إلى عزّ الطّاعة ، أغناه بلا مال و أعزّه بلا عشيرة و أنسه بلا أنيس ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب و الكتاب ، و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : من نقله اللّه من ذلّ المعاصي إلى عزّ الطّاعة ، أغناه بلا مال و أعزّه بلا عشيرة و أنسه بلا أنيس « الحديث » .
[ الحديث 225 إنّ اللّه يبغض البخيل في حياته و السخيّ بعد وفاته ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( اعلام الدين ) و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : إنّ اللّه يبغض البخيل في حياته و السخيّ بعد وفاته .
هامش
( 1 ) 222 - و نيز در همان باب و كتاب است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : باز داشتن خود را از بدى ، و دورى از شرور بمنزلهء صدقه است ( صدقه بر طبق اخبار باعث طول عمر و دفع آفات و بليات و سبب بركت مال و وسعت رزق و ديگر آثار است ، ترك شر و دورى از بديها و ديگر معاصى مانند صدقه است در ثمرات مذكوره و غير آن ثمرات از فوائد صدقه دادن ، و خلاصه سبب آسايش خود و مردم است ) .
( 2 ) 223 - و نيز در همان باب و كتاب است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
از كارهاى نيك ، بهتر و برتر بخششكنندهء آنست ( يعنى كسى كه عمل خير را انجام ميدهد ) و بدتر از كارهاى بد و شرور بجاى آورندهء آنهاست ( ظاهرا جهت آنست كه كنندهء هر كار و فاعل خير و شر ، اصل و ريشه ، و عمل خوب يابد ، فرع و رشحهء او و نمونهاى از سريره و باطنست ، و مخلد بودن مؤمن و كافر در بهشت و جهنم به همين جهت است ) .
( 3 ) 224 - و نيز در همان باب و كتاب است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
كسى را كه خداوند از خوارى و ذلت گناهان بيرون آورد و بشرافت و عزت فرمانبردارى و طاعت برساند ، او را بدون مال و ثروت بىنياز گردانيده است ، و شرافتمند و عزيز نموده است او را بدون خويش و فاميلى ، و انيس قرار داده است براى او بىآنكه مونس ظاهرى داشته باشد .
( 4 ) 225 - و نيز در همان كتاب و باب : ( از كتاب اعلام الدين ) نقل شده كه حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : همانا خداوند دشمن دارد كسى را كه بخيل است در حيات و زنده بودنش ، و نسبت به پس از مرگش با سخاوت است ( مفاد حديث آنست كه مبغوض و دشمن خداوند است كسى كه در ايام زندگى خود را بواسطهء بخل از اداء حقوق و انفاق در راه خداوند خوددارى نموده و در انجام اين وظيفه به وصيت و سفارش كه ديگران پس از مرگ اصلاح امور وى كنند اكتفا كرده با اينكه ميداند غالبا بوصايا رفتار نميشود ) .