تحمّل مىكنند مىبينم ، و آنچه را به سبب دوستى من شكوه دارند مىشنوم . نخستين چيزى كه به آنان مىدهم اين است كه از نور خود در دلهاى آنها مىافكنم در نتيجه آنها از من خبر مىدهند چنان كه من از آنها خبر مىدهم . دوّم آن كه اگر هفت آسمان و زمين و آنچه در آن است در ترازوى آنها باشد من آنها را براى آنان اندك مىشمارم . سوّم آن كه روى خود را به سوى آنها معطوف مىكنم ، و آيا هيچ كس مىداند كه توجّه من به هر كس معطوف شد مىخواهم به او چه دهم ؟
مالك بن دينار گفته است : هنگامى كه بنده برمىخيزد و نماز شب به جا مىآورد خداوند به او نزديك مىشود ، و گفته است : اعتقاد پيشينيان اين بود كه رقّت و حلاوت و انوارى كه در دل خود مىيابند به سبب نزديك بودن پروردگار به دلهاى ايشان است . و اين امر را راز و تحقيقى است كه به خواست خداوند در كتاب « محبّت » به آن اشاره خواهيم كرد .
در خبر آمده كه خداوند مىفرمايد : اى بندهء من ! منم آن خدايى كه به دل تو نزديك شدم ، و در غيب نور مرا مشاهده كردى . يكى از مريدان نزد استاد خود از بسيارى بيدارى شب شكايت كرد و چارهاى خواست كه خواب بر او غلبه كند ، استاد به او گفت : اى پسرك من خدا را در شب و روز بخششهايى است كه شامل دلهاى بيدار مىشود و دلهاى خفته از آن محروم مىمانند ، خود را در معرض اين عطايا قرار ده ، گفت : اى استاد ، با اين سخن كارى كردى كه نه شب بخوابم و نه روز . و بدان اميد به اين عطايا در شب قويتر است زيرا در قيام شب صفاى دل و فراغ از مشاغل وجود دارد .
در خبر صحيح از جابر از پيامبر خدا ( ص ) آمده كه فرموده است : « در شب ساعتى است كه بندهء مسلمان آن را درك نمىكند جز اين كه در آن هر خيرى از خدا بخواهد آن را به او مىدهد » « 55 » در روايت ديگرى آمده است : « هر خيرى را براى امر دنيا و آخرت درخواست كند
هامش
( 55 ) صحيح مسلم ، ج 0 ، ص 175 ، اين حديث پيش از اين نيز ذكر شده است .