در جاى ديگرى از اين كتاب آنها را ذكر كنيم .
پس از اين گفته است : اگر گريه بر تو دست ندهد خود را به گريه وادار كن ، چه امام صادق ( ع ) فرموده است : « و اگر تو را گريهاى نيست خود را به گريه وادار كن . » « 119 » از سعيد بن يسار نقل شده كه گفته است : به ابى عبد اللّه ( ع ) عرض كردم : آيا اگر در دعا گريه به من دست ندهد خود را به گريه وادار كنم ؟ فرمود : « آرى هر چند به اندازه سر مگسى باشد . » « 120 » از ابى حمزه روايت است كه ابى عبد اللّه ( ع ) به ابى بصير فرمود : « اگر از وقوع امرى بيمناك شدى و يا حاجتى داشتى ابتدا خداوند را به گونهاى كه سزاوار اوست حمد و ثناگو و سپس بر پيامبرش صلوات بفرست و خود را به گريه وادار كن اگر چه به اندازه سر مگسى باشد . پدرم مىفرمود : نزديكترين حالات بنده به پروردگار عزّ و جلّ زمانى است كه در سجده و گريان باشد . » « 121 » و نيز از آن حضرت نقل شده است : « اگر گريهات نمىآيد خود را به گريه وادار كن كه اگر به اندازهء سر مگسى اشك بريزى بهبه ( خوشا به حالت ) . » « 122 » 5 - اعتراف به گناه پيش از اظهار حاجت . اين امر نيز گوياى گسستن از خلق و پيوستن به حقّ و فروتنى نفس است « و كسى كه براى خدا فروتنى كند خداوند مرتبهء او را بلند مىگرداند » ؛ « و خدا در نزد دلهاى شكسته است . » روايت شده است : « عابدى هفتاد سال خداوند را عبادت كرد در حالى كه روزها را روزه مىداشت و شبها را به عبادت بسر مىبرد . از خداوند حاجتى خواست ، ليكن حاجتش برآورده نشد . او خطاب به نفس خويش كرد و گفت : از تو بدبختم اگر در تو خيرى بود حاجتت برآورده شده بود . در اين هنگام خداوند فرشتهاى بر او فرو فرستاد و گفت : اى فرزند آدم لحظهاى كه در آن خود را نكوهش و تحقير كردى بهتر از عبادتهاى گذشته توست . » از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرموده است : « هر گاه در يكى از شما رقّت دل
هامش
( 119 ) كافى ، ج 2 ، ص 483 .
( 120 ) كافى ، ج 2 ، ص 483 .
( 121 ) كافى ، ج 2 ، ص 483 .
( 122 ) كافى ، ج 2 ، ص 483 .