بماند و پس از مرگ نيز مشتاق آن بوده و آرزومند بازگشت به دنيا باشد ، و اين به سبب كمى بهره او از آخرت است . چه آدمى بر چيزى مىميرد كه بر آن زيسته و بر چيزى زنده مىشود كه بر آن مرده است . مصونترين حالات از اين خطر اين است كه عمر به شهادت در راه خدا ختم گردد ، و اين هم در صورتى است كه شهيد قصد رسيدن به مال يا نام و آوازه و جز اينها را نداشته باشد . چنان كه اخبارى در اين مورد نيز وارد شده است . بلكه انگيزه او محبّت خداوند و اعلاى كلمهء او باشد ؛ و همين حالت است كه حقّ تعالى از آن بدين گونه تعبير فرموده است :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
. « 84 » اين گونه اشخاصند كه دنيا را در برابر آخرت مىفروشند و حالت شهيد بر وفق معناى لا إله الّا اللّه است ، زيرا او مقصودى جز خداوند ندارد . و هر مقصودى معبود ، و هر معبودى إله است ، و شهيد اين را به زبان حال مىگويد ، چه او را جز خدا مقصدى نيست ، و كسى كه اين را به زبان گويد و حال او آن را تأييد نكند كار او با خداست و از خطر ايمن نتواند بود . به همين سبب است كه : ذكر لا إله الا اللّه را بر ديگر اذكار برترى دادهاند . و اين ترجيح در بعضى موارد مطلق ذكر شده و در برخى جاها مقيّد به صدق و اخلاص است ، چنان كه در روايات آمده است : « هر كس لا إله الا اللّه را از روى اخلاص بگويد وارد بهشت مىشود » « 85 » و معناى اخلاص مطابقت حال با مقال است . از خداوند درخواست مىكنيم كه ما را سرانجام از اهل لا إله الا اللّه قرار دهد و حال و مقال و ظاهر و باطن ما را تا آن زمان كه از اين دنيا مىرويم يكسان و مطابق گرداند ، بىآن كه به دنيا اعتنا كنيم بلكه از آن دلتنگ بوده و به ستوه آمده و به لقاى پروردگار مشتاق باشيم . كسى كه مشتاق لقاى پروردگار است خداوند نيز مشتاق ديدار اوست ، و آن كه از ديدار خداوند كراهت دارد خداوند نيز ديدار او را ناخوش مىدارد . اينها اشاراتى در بارهء معانى ذكر بود و در بخش علم معامله بيش از اين در اين باره نمىتوان سخن گفت .
هامش
( 84 ) توبه / 112 : خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى مىكند كه ( در برابرش ) بهشت براى آنان باشد .
( 85 ) بزّاز از ابى سعيد با سند صحيح نقل كرده ، الجامع الصغير .