هر چه غير خداست به هنگام مرگ از انسان جدا مىشود و در گور از عيال ، مال ، فرزند و شهر و ديار نشانى نيست و جز ياد خدا چيزى براى او باقى نخواهد ماند . اگر از پيش با آن مأنوس بوده از قطع موانعى كه او را از آن باز مىداشته خوشحال و بدان متنعّم خواهد بود .
زيرا ضرورتهاى زندگانى دنيا انسان را از ذكر خدا باز مىدارد ، و پس از مرگ اين ضرورتها وجود ندارد ، و در حقيقت ميان او و محبوبش خلوتى فراهم شده و سعادت او افزون گشته و از زندانى كه در آن از انس با محبوبش ممنوع بوده رهايى يافته است . از اين رو پيامبر ( ص ) فرموده است : « روح القدس در دل من دميد كه هر چه را دوست دارى دوست بدار ، ليكن از آن جدا خواهى شد » « 75 » و مقصود آن حضرت همهء چيزهايى است كه به دنيا تعلّق دارد ، زيرا اينها نسبت به هر كسى با مرگ از ميان مىروند .
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
« 76 » و دنيا نسبت به هر كسى با مرگ او فانى مىشود تا انسان در زمانى كه عمر او بسر مىرسد و مهلت او پايان مىيابد خود را در نفس خويش نيز فانى كرده باشد . بندهء شايسته پس از مرگ به اين انس لذّت مىيابد تا آنگاه كه در جوار خداوند متعال فرود آيد و از مرتبهء ذكر به درجهء لقا و ديدار ترقّى يابد .
و اين پس از آن است كه آنچه در گورهاست برانگيخته شوند و آنچه در سينههاست ظهور يابند .
و نبايد لقاى خداوند و بقاى ذكر او را پس از مرگ انكار كرد و گفت : آدمى معدوم شده ، چگونه ممكن است ذكر خداوند با او باقى بماند ؟ چه عدم انسان بدان گونه نيست كه مانع ذكر باشد بلكه او از دنيا و عالم مشهود معدوم شده نه از عالم ملكوت ، سخن پيامبر خدا ( ص ) به همين معنا اشاره دارد كه : « گور يا حفرهاى از حفرههاى آتش و يا باغى از باغهاى بهشت است . » « 77 » و نيز فرموده است : « ارواح شهيدان در چينهدان مرغان
هامش
( 75 ) اين خبر پيش از اين ذكر شده است .
( 76 ) رحمان / 26 و 27 : تمام كسانى كه روى آن هستند فانى مىشوند و تنها ذات ذو الجلال پروردگارت باقى مىماند .
( 77 ) كافى كلينى ، ج 3 ، ص 242 ، ترمذى مانند آن را با تقديم و تأخير .