تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مىگويم : از امام صادق ( ع ) روايت شده « 86 » كه فرموده است : « كسى كه از روى حقيقت خدا را ياد مىكند مطيع و آن كه از او غافل است عصيانگر و نافرمان است . » چه طاعت نشانهء هدايت و گناه علامت گمراهى است و سرچشمهء اين دو ذكر و غفلت است . بنابر اين دلت را قبلهء زبانت قرار ده و جز به اشارهء دل و موافقت عقل و رضايت ايمان آن را به حركت درنياور ، زيرا خداوند به نهان و آشكار تو آگاه است ، و مانند كسى باش كه مشغول جان دادن و يا ايستاده در عرصه محشر است . بىآن كه از زحمت آنچه پروردگار تو را بدان مكلّف ساخته است اعمّ از امر ، نهى ، وعد و وعيد روبگردانى و به چيزى كه خداوند تو را بدان مكلّف نكرده است بپردازى ، دلت را با آب حزن بشوى . و براى اين كه خداوند تو را ياد مىكند خدا را ياد كن ، چه او در حالى كه از تو بىنياز است ياد تو مىكند و ياد او برتر و مقدّمتر و مطلوبتر و كاملتر از ياد تو از اوست ؛ و چون بدانى خداوند تو را ياد مىكند در تو فروتنى و شرم و خضوع پديد مىآيد و اين حالت سبب مىشود كه به فضل و كرم ديرين او نظر افكنى و طاعت و عبادت خود را هر چند بسيار باشد در برابر منّتها و بخششهاى او ناچيز بدانى و خود را براى رضاى او خالص گردانى ، ليكن هر گاه ياد خود را از او در نظرگيرى اين امر سبب مىشود كه به ريا ، خودپسندى ، بيخردى ، درشتخويى دچار شوى ، و طاعت خود را بزرگ بشمارى و فضل و كرمش را فراموش كنى و اينها بر دورى تو از درگاه خداوند مىافزايد و با گذشت زمان وحشت و اضطراب در تو پديد مىآورد . بايد دانست كه ذكر دو گونه است : يكى ذكرى كه خالص است و با موافقت دل انجام مىشود ؛ ديگر ذكرى است كه انسان را از ياد او باز مىدارد . چنان كه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « لا احصى ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك » در اين بيان پيامبر ( ص ) براى ذكر خدا مقدارى قرار نداده ، چه او به اين حقيقت آگاه بوده كه
هامش
( 86 ) مصباح الشريعة باب پنجم . همان گونه كه پيش از اين اشاره شده صحّت انتساب اين كتاب به امام صادق ( ع ) مورد ترديد بسيارى از علماى شيعه است و آن را از ساخته‌هاى صوفيان دانسته‌اند ، رجوع شود به تعليقات آية اللّه العظمى مرعشى نجفى بر كتاب احقاق الحق جلد اوّل - م .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 389 | الفيض الكاشاني