تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
صحيحى انجام مىدهد و مىخواهد براى تأييد غرض خود از قرآن دليل بياورد ، و به آن براى مقصود خود استدلال مىكند در حالى كه مىداند مراد از آن چيز ديگرى است ، مانند اين كه كسى بخواهد مردم را به استغفار در سحرگاهان فرا خواند و براى صحّت گفتار خود به حديث پيامبر خدا ( ص ) كه فرموده است : تسّحرو فإنّ السّحور بركة « 14 » ، استدلال و ادّعا كند كه مراد از آن سحرخيزى براى ذكر است در حالى كه مىداند مقصود سحرى خوردن است ؛ يا مانند كسى كه مردم را به مجاهده با قساوت قلب دعوت مىكند ، و مىگويد : خداوند فرموده است :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى *
« 15 » ، و به دلش اشاره كند و بگويد مراد از واژه فرعون دل است . برخى از واعظان و سخنرانان گاهى براى آرايش سخن و ترغيب شنوندگان اين روش را در مقاصد صحيح فراوان به كار مىبرند ، در حالى كه اين علل ممنوع است . باطنيان نيز براى اجراى مقاصد فاسد خويش و فريب‌دادن مردم و دعوت آنها به مذهب باطل خود از اين شيوه استفاده مىكنند ، و قرآن را موافق آراى خويش بر چيزهايى حمل و تفسير مىكنند كه مىدانند بطور قطع مراد غير از اينهاست . اين اقسامى كه ذكر شد يكى از دو جهت منع تفسير به رأى است . مراد از رأى نظريّه فاسدى است كه بر وفق هوا و هوس باشد نه ناشى از اجتهاد صحيح ، و رأى شامل هر دو يعنى هم صحيح و هم فاسد مىگردد . و گاهى تنها به نظريّهء فاسدى كه برخاسته از هوا و هوس باشد تخصيص داده مىشود . امّا جهت دوم منع از تفسير به رأى اين است كه انسان بر اساس عربيّت ظاهر قرآن بىآن كه به حديث و نقل تكيه و اعتماد كند آياتى را كه مربوط به غرايب قرآن است و الفاظ مبهم و مبدل آن ، و آنچه را به اختصار گفته شده و يا در آنها حذف و اضمار و تقديم و تأخير است مورد تفسير قرار دهد ، چه كسى كه تفسير ظاهر را نيكو نداند و در استنباط معانى تنها بر اساس عربى دانى مبادرت به تفسير قرآن كند اشتباهاتش زياد و در
هامش
( 14 ) صحيح بخارى و صحيح مسلم از انس بن مالك در كتاب الصّوم ؛ در جلد اوّل نيز اين حديث ذكر شده است . طيالسى ، ص 268 . ( 15 ) طه / 26 : برو به سوى فرعون كه او طغيان كرده است .