و نيز كافى به سند خود از آن حضرت روايت كرده كه پيامبر ( ص ) فرموده است :
« قرآن سبب هدايت از گمراهى ، روشنى از كورى و گذشت از لغزشهاست . در ظلمت نور ، در گور فروغ ، در هلاكت ايمنى ، در سرگردانى و نوميدى رشد و صواب ، در فتنهها روشنگر ، در دنيا و آخرت پيام و كمال دين شما در آن است ؛ هيچ كس از قرآن منحرف نمىشود ، مگر آن كه سرازير دوزخ مىگردد . » « 16 » و نيز كافى به سند خود از آن حضرت نقل كرده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « اى مردم شما اكنون در دنيا و سراى صلح و سازش به سر مىبريد و در سفر هستيد ، و با شتاب شما را مىبرند ، و شما مىبينيد شب و روز و خورشيد و ماه هر تازهاى را كهنه و هر دورى را نزديك مىكنند و هر وعدهاى را بسر مىرسانند . بنابر اين براى گذر از اين راه وسايل لازم را فراهم كنيد . امام ( ع ) فرمود : در اين هنگام مقداد بن اسود برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! سراى صلح و سازش چيست ؟ فرمود : خانهاى كه رساننده ( به گور ) و جدا كننده ( از علايق دنيا ) است . پس هنگامى كه فتنهها چون شب تار شما را فرا گرفت به قرآن پناه بريد چه آن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و گزارشگرى است كه گفتارش گواهى شده است ، هر كس آن را پيشواى خود قرار دهد او را به بهشت رهبرى مىكند و هر كه آن را در پشت سرش اندازد وى را به دوزخ مىكشاند . قرآن راهنمايى است كه به بهترين راهها دلالت مىكند و كتابى است كه در آن تفصيل و بيان و تحصيل است ، و آن جدا كننده حقّ از باطل است و شوخى و سرسرى نيست ، براى آن ظاهر و باطنى است ؛ ظاهرش حكم و فرمان است و باطنش علم و دانش ؛ ظاهرش زيبا و شگفتانگيز و باطنش ژرف و عميق ، باطن او را باطنى است و اين باطن را نيز باطنى ديگر شگفتيهايش به شماره در نمىآيد ، و عجايبش كهنه نمىگردد ؛ در آن چراغهاى هدايت و نشانههاى حكمت است و براى كسى كه صفات را بشناسد دليل معرفت است ، پس بايد شخص تيزبين به دقّت نظر كند ، و نظر و انديشهاش را تا درك صفت ادامه دهد
هامش
( 16 ) همان مأخذ ، ص 600 ، شماره 8 .