در نهج البلاغه « 23 » ضمن سخنان امير مؤمنان ( ع ) آمده است : « . . . سپس قرآن را بر او ( پيامبر ) فرستاده و آن نورى است كه قنديلهايش خاموش نمىشود ؛ چراغى است كه شعلهء آن فرو نمىنشيند ؛ دريايى است كه قعر آن نمايان نمىگردد ؛ راهى است كه پيمودن آن گمراهى ندارد ؛ شعاع تابانى است كه روشنى آن به تاريكى نمىگرايد ؛ فرقانى است كه دلايلش سست نمىشود ؛ كاخى است كه پايههايش ويران نمىگردد ؛ داروى شفابخشى است كه با آن بيمار را بيم درد نيست ؛ شرافتى است كه ياران آن شكست نمىخورند ؛ حقّى است كه مددكاران آن مغلوب نمىشوند . از اين رو قرآن كان ايمان و مركز آن ، سرچشمهء دانشها و درياهاى آن ، بستانهاى عدالت و آبگيرهاى آن ، پايههاى اسلام و زيربناى آن و نشيبهاى حقّ و فرازهاى آن است . دريايى است كه آب برندگان آن را خالى نمىكنند ؛ چشمههايى است كه آبكشها آب آن را كم نمىگردانند ؛ آبشخورهايى است كه واردان از آن نمىكاهند ؛ منزلگاههايى است كه مسافران راه آن را گم نمىكنند ؛ نشانههايى است كه رهنوردان از ديدن آنها ناتوان نيستند و بلنديهايى است كه قصد كنند كان از آن عبور نتوانند كرد . خداوند آن را مايهء رفع تشنگى دانشمندان ، و بهار دلهاى فقيهان و انديشمندان ، و مقصد راههاى نيكان و دارويى قرار داد كه پس از آن دردى نيست ، و نورى كه پس از آن ظلمتى نيست . ريسمانى است كه دستاويز آن محكم است ؛ دژى است كه قلّهء آن بلند است . براى كسى كه آن را دوست بدارد عزّت ، و براى كسى كه به آن درآيد صلح و سلامت ، و براى كسى كه از آن پيروى كند هدايت ، و براى كسى كه خود را بدان منتسب كند معذرت است ، برهان است براى كسى كه با آن سخن گويد ، و گواه است براى كسى كه به وسيلهء آن با دشمن مجادله كند ، و پيروزى است براى كسى كه به آن استدلال كند ؛ نگهدارنده كسى است كه به آن عمل كند ؛ مركب رهوار كسى است كه آن را به كار گيرد ؛ نشانه است براى كسى كه نشانه
هامش
( 23 ) خطبه 196 .