گردانيده و تو را از درگاهش رانده و طرد كرده رو به سويت فرموده و به تو اجازه داده كه وارد حرم او شوى ، زيرا مشعر الحرام جزئى از حرم است و عرفه خارج از آن است .
بنابر اين در آستانهء رحمت الهى قرار گرفتهاى و نسيم رأفت او بر تو وزيده و با اجازهء دخول در حرم ، سلطان وجود خلعت قبول بر تو پوشانيده است . و اين كه غزّالى وقوف به مشعر را ذكر نكرده به سبب اين است كه عامّه آن را واجب نمىدانند و خداوند آنان را از اين ركن عظيم محروم فرموده است .
غزّالى مىگويد :
18 - رمى جمرات :
( 1 ) بايد قصد تو در اين عمل ، اطاعت امر الهى و اظهار رقيّت و بندگى و صرف امتثال باشد بىآن كه عقل و نفس در آن دخالت و تصرّفى كند و نيز به منظور تشبّه جستن به ابراهيم ( ع ) باشد ، چه شيطان در اين محلّ به نزد او آمد تا در حجّ او شبههاى پديد آورد يا با ارتكاب گناهى او را دچار فتنهاى سازد و خداوند به ابراهيم ( ع ) دستور داد كه با انداختن سنگ او را دور و از خود مأيوس گرداند . اينك اگر از دلت بگذرد كه ابراهيم ( ع ) به شيطان سنگ انداخت و او را از پيش خود دور ساخت براى اين بود كه شيطان بر او وارد شده بود و ابراهيم ( ع ) او را ديد ، ليكن شيطان نزد من نيامده و من او را نديدهام ديگر سنگ انداختن چه معنا دارد . بايد بدانى كه اين خيال از شيطان است و او آن را در دل تو انداخته تا ارادهات را در رمى جمرات سست گرداند و به دلت اندازد كه اين كارى بيهوده و شبيه بازى كودكان است كه نبايد به آن مشغول شوى ليكن تو بايد با جديّت و كوشش در رمى او را از پيش خود برانى و دماغش را به خاك بمالى و بدانى كه تو در ظاهر سنگ به سوى عقبه مىاندازى امّا در واقع سنگ را بر چهرهء شيطان مىزنى و پشت او را مىشكنى ، زيرا خوارى و مقهوريّت شيطان جز با تعظيم و امتثال امر الهى و به مجرّد فرمان او بىآن كه عقل و نفس در آن دخالتى كنند حاصل نمىشود .
19 - كشتن قربانى :
( 2 ) بدان كه آن مايه تقرّب به حقّ تعالى از راه امتثال امر اوست ، و بايد قربانى را كامل به جا آورى و اميد داشته باشى كه حقّ تعالى در برابر هر جزئى از آن