تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

17 - وقوف در عرفات :

( 1 ) در اين جا لازم است از مشاهده ازدحام خلق ، و بلند شدن آوازها و اختلاف زبانها و اين كه هر فرقه‌اى در اداى مناسك و آمد و شد به مشاعر از ائمّه خود پيروى و به طريقهء آنها رفتار مىكند ، صحراى محشر و اجتماع امّتها را با پيامبران و امامان خويش به خاطر آورى و اين كه هر امّتى به پيامبر خود اقتدا و به شفاعت او چشم اميد دارد و در آن يگانه عرصهء پهناور متحيّر است كه شفاعت در مورد او ردّ يا پذيرفته خواهد شد ؛ و چون اين را به يادآورى زارى و تضرّع به خداوند را ملازم دل خود كن تا در زمرهء رستگاران و مرحومان محشور شوى ، و به اجابت دعاهاى خويش اميدوار باش چه موقف بسيار شريف است و رحمتى كه از سوى خداوند متعال به همهء خلايق مىرسد به واسطهء دلهاى عزيز كسانى است كه اوتاد زمين مىباشند ، و اين موقف هيچگاه از ابدال و اوتاد و طبقات صالحان و صاحبدلان خالى نيست . از اين رو هنگامى كه مقصد مردم يكى شود و از ته دل به زارى و تضرّع پردازند و دستها را به سوى خدا بلند كنند و گردنها به طرف او كشيده شده و چشمها به آسمان دوخته شود و همه يكدل و يك زبان از خداوند درخواست رحمت كنند گمان مبر كه آنها را نوميد كند و سعى آنها را ضايع گرداند ، و رحمت خداوند شامل كسانى غير از آنها شود ؛ از اين رو گفته‌اند : از بزرگترين گناهان اين است كه كسى در عرفات حاضر شود و گمان كند كه خداوند او را مورد آمرزش قرار نداده است . بىشكّ اشتراك مساعى و اعتماد بر مجاورت ابدال و اوتاد كه از شهرهاى مختلف در آن جا گرد مىآيند رمز حجّ و مقصود غايى آن است . از اين رو پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « حجّ عرفه است « 36 » و براى جلب رحمت خداوند هيچ طريقى مانند اشتراك مساعى و هميارى دلها در يك زمان و در يك مكان نيست . » مىگويم : امّا در مورد وقوف در مشعر بايد بدانى كه مولايت پس از آن كه از تو رو
هامش
( 36 ) احمد ، حاكم و بيهقى آن را به سند صحيح از عبد الرّحمان بن يعمر روايت كرده‌اند ؛ الجامع الصغير باب جيم .