برساند . » « 37 » اين روايت در مورد كسى است كه در كنار روضهء او حضور نيافته ، پس چگونه است حال كسى كه به شوق لقاى او از وطن بيرون آمده و بيابانها را در نورديده تا به جبران آن كه نتوانسته رخسار كريم آن حضرت را زيارت كند به مشاهدهء روضهء منوّر او بسنده كند ! پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « هر كس يك بار بر من درود فرستد خدا ده بار به او درود مىفرستد . » « 38 » اين پاداش كسى است كه به زبان بر او صلوات فرستد ، و در اين صورت پاداش كسى كه با بدن خود به زيارت او شتافته چه خواهد بود و سپس نزديك منبر بيا و چنين پندار كه پيامبر ( ص ) بر بالاى منبر رفته و طلعت شريف او را در دلت تصوّر كن كه در حالى كه بر روى منبر ايستاده و مهاجران و انصار چشمان خود را به او دوختهاند با خطبهء خويش آنان را به فرمانبردارى از خداوند تشويق مىكند ، و تو در اين هنگام از خداوند بخواه كه در قيامت ميان تو و او جدايى نيندازد . اينها كه گفته شد وظيفهء دل در اعمال حجّ است .
حجّگزار چون از همهء اينها فراغت يابد بايد غم و اندوه و ترس قلب او را فرا گيرد زيرا او نمىداند كه حجّش قبول شده و در زمرهء دوستان قرار گرفته يا حجّ او مردود گرديده و به طرد شدگان ملحق شده است ؛ و بايد اين را از دل و اعمال خود درك كند ، چه اگر ببيند دلش از سراى غرور نفرت دارد و با حضرت حقّ انس مىگيرد ، و اعمال او با شرع هماهنگ است بايد به قبولى حجّ خويش مطمئن شود ، زيرا خداوند متعال اعمال كسى را كه مورد محبّت اوست قبول مىكند ، و او هر كس را دوست بدارد متولّى حالش مىشود و آثار محبّت خود را به او ظاهر مىسازد ، و قدرت دشمن خود ابليس را از او باز مىدارد ؛ و ظهور اين احوال بر حجّگزار نشاط قبولى حجّ اوست ، و اگر وضع بر خلاف اين باشد بهرهء او از حجّ جز رنج و تعب چيز ديگرى نبوده است ، و از اين حالت به خدا پناه مىبريم .
هامش
( 37 ) سنن نسائى ، ج 3 ، ص 43 .
( 38 ) سنن نسائى ، ج 3 ، ص 50 با الفاظ مختلف .