پيامبر خدا ( ص ) بر شترى حجّ كرد كه پالان آن كهنه و قطيفه مندرسى كه بهاى آن چهار درهم « 13 » بود در زير خود داشت و با همان شتر طواف كرد « 14 » تا مردم روش و شمايل آن حضرت را مشاهده كنند و فرمود : « مناسك خود را از من فرا گيريد » « 15 » گفتهاند : محمل را حجّاج پديد آورده و عالمان همزمان وى از آن كراهت داشتند .
7 - حجّگزار بد حال و ژوليدهمو و گردآلود باشد
( 1 ) و زياد زينت نكند و به آنچه مايهء فخرفروشى و برترىجويى است مايل نشود تا نامش در زمرهء متكبّران و متنعّمان ثبت نگردد ، و از سلك ضعيفان و مسكينان و بويژه ارباب صلاح بيرون نيايد چه بنا به حديث فضالة بن عبيد « 16 » پيامبر ( ص ) به ژوليدگى و پابرهنگى دستور داده و از تنعّم و رفاه نهى فرموده ، در خبر است : « حجگزار ژوليدهمو ، گردآلود و چركين است » « 17 » خداوند متعال مىفرمايد : به زيارت كنندگان خانه من بنگريد كه ژوليدهمو و غبارآلود از هر راه دور به سوى من آمدهاند ، « 18 » و نيز در قرآن مىگويد
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ
« 19 » و تفث ژوليدگى و گردآلودگى است و بر طرف كردن آنها به ستردن مو و چيدن ناخنهاست .
8 - با مركوبش با مدارا رفتار كند ،
( 2 ) و چيزى كه در توان آن نيست بر وى ننهد و محمل از حدّ توان آن بيرون است و خوابيدن در آن سبب آزار مركوب و گرانبار شدن آن
هامش
( 13 ) سنن ابن ماجه ، شماره 2890 .
( 14 ) سنن ابن ماجه ، شمارهء 2948 ؛ سنن نسائى ، ج 5 ، ص 233 .
( 15 ) صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 79 ؛ سنن نسائى ، ج 5 ، ص 270 نظير آن .
( 16 ) عراقى گفته است : امر به ژوليدگى مو و پابرهنگى را بغوى و طبرانى از حديث عبد اللّه بن ابى حدود نقل كردهاند ، وى گفته پيامبر ( ص ) فرموده است : « تمعد دوا و اخشو شنوا و انصلوا و امشوا حفاة » و آن را ابن عدى از حديث ابى هريره روايت كرده است و اين هر دو راوى ضعيفاند ، اما حديث فضاله در نهى از تنعّم و رفاه و اين كه پيامبر ( ص ) از بسيارى رفاهيّتها نهى مىكرده از حديث احمد بن حنبل از معاذ است كه در آن آمده : ايّاك و التنعم » . و مىگويم : ابن ماجه به شماره 2939 از ابن عباس نقل كرده كه گفته است : پيامبران پياده و پابرهنه وارد حرم مىشدهاند و با پاى برهنه به دور كعبه طواف كرده و مناسك را به جا مىآوردهاند .
( 17 ) ترمذى و ابن ماجه به شماره 2896 از حديث ابن عمر ، و گفته اين حديث عجيب است .
( 18 ) حاكم ، ج 1 ، ص 465 .
( 19 ) حجّ / 29 : پس از آن بايد آلودگيها را از خود بر طرف سازند . تفث در زبان عرب جز از طريق مفسرين دانسته نمىشود ، و معنايش اين است كه با چيدن ناخنها و كوتاه كردن شارب و تراشيدن سر چركها را از خود دور سازند ، كافى ، الفقيه .