نبايد آنها بىاجازهء مهمان خود روزه بگيرند تا مبادا مهمان از آنها دچار شرم شود و چيزى را كه بدان ميل پيدا كرده به خاطر آنها ترك كند . » « 36 » نشيط بن صالح از هشام بن حكم از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده است : « پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : از بينش و فهم مهمان اين است كه جز به اجازهء ميزبانش روزهء مستحبّى نگيرد ؛ و از اطاعت زن نسبت به شوهرش اين است كه بىاذن و دستور او روزهء مستحبّ نگيرد ؛ و از مصالح برده و مراتب طاعت و اخلاص او نسبت به مولايش اين است كه بدون اجازهء او روزهء مستحب نگيرد ؛ و از خوشرفتارى فرزند نسبت به پدر و مادرش اين است كه بىاجازه و دستور آنها روزهء مستحبّ نگيرد و گرنه مهمان نادان ، و زن سركش ، و برده فاسق و گنهكار و فرزند عاقّ پدر و مادر است . » « 37 » گفته است : « 38 » اخبار و احاديثى از ائمّه ( ع ) وارد شده است مشعر بر اين كه جايز نيست انسان روزهء مستحبّى بگيرد در حالى كه روزهء واجب بر ذمّه او باشد . از جملهء راويان اين اخبار حلبى و ابو الصبّاح كنانى است كه از ابى عبد اللّه ( ع ) نقل كردهاند .
گفته است : « 39 » داوود رقّى از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه فرموده است :
« افطارت در منزل برادرت هفتاد برابر يا نود برابر افضل از روزهء توست . » جميل بن درّاج از آن حضرت روايت كرده كه فرموده است : « كسى كه در حال روزه بر برادرش وارد شود و نزد او افطار كند و به او نگويد كه روزه بوده است تا بر او منّت نهد خداوند متعال ثواب يك سال روزه برايش مىنويسد . » « 40 » مصنّف اين كتاب گفته است : اين روايات همگى در مورد روزهء سنّت و مستحبّ است .
مىگويم : منظور از روزه سنّت سه روز روزه در هر ماه است ، و مراد از روزه تطوّع روزههاى مستحبّى غير از آن ايّام است .
غزّالى مىگويد : اكنون كه اوقات فضيلت روزه روشن شد ، مقتضاى كمال آن است
هامش
( 36 ) همان مأخذ ، ص 191 ، شماره 1 و 2 باب صوم الاذن .
( 37 ) همان مأخذ ، ص 191 ، شماره 2 ، باب صوم الاذن .
( 38 ) الفقيه ، ص 186 ، شماره 1 .
( 39 ) الفقيه ، ص 170 شماره 15 تا 17 .
( 40 ) الفقيه ، ص 170 شماره 15 تا 17 .