و نيز آن حضرت فرمود : « و امّا روزهاى كه انسان در آن مخيّر است روزهء روز جمعه ، پنجشنبه ، دوشنبه ، ايّام البيض ، شش روز اوّل ماه شوّال پس از ماه رمضان ، روز عرفه ، روز عاشورا و در همهء آنها انسان مخيّر است كه روزه بگيرد و يا افطار كند . » مىگويم : مقصود اين است كه بر خلاف آنچه عامّه ( اهل تسنّن ) گمان كردهاند بر روزهء ايّام مذكور نسبت به ديگر روزهاى سال مزيّتى مترتّب نيست .
و نيز فرموده است : « امّا در مورد روزهء در حال سفر و مرض عامّه در آن اختلاف كردهاند . دستهاى گفتهاند : روزه بگيرد ، و دستهاى گفتهاند : روزه نگيرد ، گروهى گفتهاند :
اگر خواست روزه بگيرد و اگر خواست افطار كند ، ليكن ما مىگوييم : در هر دو حالت افطار كند ، و اگر در حال سفر يا مرض روزه بگيرد واجب است آنها را قضا كند ، زيرا خداوند متعال فرموده است :
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ
. » شيخ صدوق در علل الشّرايع « 34 » گفته است : روزهء ايّام البيض به سبب روزهء پنجشنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه بعد از دهم آن منسوخ شده است و شايد پارهاى از نصوص هم اشاره به آن دارد ، و بعضى از علماى ما ايّام البيض را به همين ايّام تفسير كردهاند ، ليكن رأى مشهور خلاف اين دو قول است .
امّا روزهء شش روز اوّل ماه شوّال در برخى اخبار كه از طريق ما رسيده نيز تأييد شده است جز اين كه در خبر صحيح ديگر آمده است : « سه روز پس از روز اضحى و سه روز پس از عيد فطر روزه درست نيست چه آنها روزهاى خوردن و آشاميدن است » « 35 » ؛ و اين خبر مورد اعتماد است .
و نيز در الفقيه آمده كه فضيل بن يسار از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده : « پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : هر گاه كسى وارد شهرى شود بر همكيشان خود در آن شهر مهمان است تا آنگاه كه از نزد آنها كوچ كند ، و سزاوار نيست مهمان جز به اجازهء آنها روزه بگيرد . مبادا آنها غذايى درست كنند كه به سبب روزه گرفتن او فاسد شود و نيز
هامش
( 34 ) همان مأخذ ، ص 133 .
( 35 ) تهذيب ، ج 1 ، ص 445 ؛ كافى ، ج 4 ، ص 148 .