در روزهء غير معيّن مطلقا تا پيش از زوال مىتوان آن را باطل و از آن صرف نظر كرد ، ليكن ابطال آن پس از زوال در غير قضاى رمضان مكروه است ، و ابطال روزه قضاى رمضان جايز نيست و موجب كفّاره مىباشد . براى كسى كه روزه مستحبّى گرفته افضل است كه اگر به طعامى دعوت شود اجابت و افطار كند ، هر چند پس از زوال باشد .
امّا مكروهات روزه :
( 1 ) عبارت است از بلعيدن اخلاط سر و سينه ؛ فرو دادن آب دهان چنانچه طعم آن به سبب چيز پاكى تغيير كرده و اجزائى از آن شيء داخل در آب دهان نشده باشد ؛ ريختن دارو در گوش و چشم و بينى هر گاه به حلق نرسد و همچنين در احليل ، سرمه كشيدن ، استشمام بوهاى تند و بو كردن گياهان خوشبو بويژه نرگس ، نشستن در آب فقط براى زن ، تر كردن لباسى كه در بدن است ، مسواك كردن با چوب تر ، و در اكثر اينها قول به بطلان روزه نادر است .
در حال روزه مكيدن انگشتر ، جويدن طعام براى كودك و خوراندن به پرندگان ، چشيدن غذا اشكالى ندارد . بوسيدن و لمس كردن زن و بازى كردن با او براى كسى كه اين اعمال شهوتش را تحريك مىكند در صورت ظنّ به عدم خروج منى مكروه است .
به جا آوردن هر كارى كه موجب ضعف روزهدار شود از قبيل دخول به حمام ، خون گرفتن و امثال اينها ، همچنين شعر خواندن در ماه رمضان و مسافرت پس از دخول اين ماه جز به هنگام ضرورت مكروه مىباشد ؛ و قول به حرمت مسافرت پس از دخول رمضان شاذ و نادر است ، ليكن پس از سپرى شدن بيست و سه روز از آن كراهت سفر بر طرف مىشود چنان كه مضمون روايت است « 6 » پرخورى براى مسافر مكروه است و جماع براى او كراهت شديد دارد و بعضى آن را حرام دانستهاند .
امّا سنّتهاى آن :
( 2 ) مستحبّ است به هنگام رؤيت هلال ماه رمضان در اوّلين شب و گرنه تا سوّمين شب « 7 » روبروى قبله بايستد در حالى كه دستهايش را بلند كرده باشد ، نه اين
هامش
( 6 ) تهذيب ، ج 1 ، ص 413 .
( 7 ) شيخ بهايى گفته است : وقت اين دعا تا زمانى كه ماه هلال گفته شود امتداد دارد ، و اولى عدم تأخير آن از شب اوّل است و در اين صورت به آنچه از نظر لغت و عرف مورد يقين مىباشد عمل شده است ليكن اگر ميسّر نشود بنا به قول اكثر اهل لغت مبنى بر امتداد هلال تا شب دوم در اين شب خوانده شود ، و اگر امكان حاصل نشود در شب سوّم اقدام كند چه بسيارى از لغتشناسان ماه را در سوّمين شب نيز هلال دانستهاند . امّا آنچه مؤلف قاموس و استاد ما شيخ ابو على گفتهاند كه بر ماه تا هفتمين شب هلال اطلاق مىشود از نظر لغت و عرف خلاف مشهور است و گويا مجازى از قبيل اطلاق هلال بر ماه در دو شب آخر است .