باب دوم در اسرار و شرايط باطنى روزه
( 1 ) بدان براى روزه سه درجه است : روزهء عام ، خاصّ و اخصّ .
روزهء عامّ عبارت است از بازداشتن شكم و فرج از ارضاى شهوات آنها ، چنان كه پيش از اين به تفصيل بيان كرديم .
روزهء خاصّ بازداشتن گوش ، چشم ، زبان ، دست ، پا و ديگر اعضا از گناه است .
مىگويم : آنچه اصحاب ما ( شيعه ) به سند حسن از امام صادق ( ع ) روايت كردهاند به همين مطلب اشاره دارد . آن حضرت فرموده است : « هنگامى كه روزه گرفتى بايد گوش ، چشم ، مو و پوست تو - و جز اينها چيزهاى ديگرى را نيز شمردند روزه بگيرند » ، و فرمود : « روز روزهات نبايد مانند روز افطارت باشد . » « 1 » در حديث ديگرى افزوده شده است : « نزاع و جدال و آزار به خدمتكار را فرو گذار ، و بايد وقار روزه در تو موجود باشد ، چه پيامبر خدا ( ص ) شنيد زنى روزهدار به كنيزش دشنام مىدهد . دستور داد طعامى حاضر كردند و به آن زن فرمود : بخور ، آن زن عرض كرد : روزه هستم ، فرمود : تو چگونه روزه مىباشى و حال آن كه به كنيزت دشنام دادى ، روزه تنها خوددارى از خوردن و نوشيدن نيست . » « 2 » غزّالى مىگويد : امّا روزه اخصّ روزه دل است از مقاصد پست و انديشههاى دنيوى و بطور كلّى بازداشتن آن از هر چه غير خداست ؛ اين روزه با تفكّر در بارهء آنچه غير از خدا و آخرت است و انديشيدن در امور دنيا افطار مىشود ، مگر دنيايى كه براى دين خواسته شود چه آن توشهء آخرت است و از دنيا نيست تا آن جا كه صاحبدلان گفتهاند : هر كس پيرامون روز خود فكر كند تا چيزى فراهم سازد كه با آن افطار كند
هامش
( 1 ) كافى ، ج 4 ، ص 87 ، الفقيه ص 177 همچنين حديث بعدى .
( 2 ) كافى ، ج 4 ، ص 87 ، شماره 3 ؛ الفقيه ، ص 187 ؛ تهذيب ، ج 1 ، ص 407 .