تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اخفاى آن رغبت دارند و عطاى خود را به كسى مىدهند كه آن را پوشيده نگه دارد و شكرگزارى نكند . در اين هنگام اگر در احوال او تفاوتى ايجاد نشود بايد بداند كه انگيزه‌اش در اظهار اقامهء سنّت و ذكر نعمت است و گرنه او مغرور و فريب خورده است . سپس هنگامى كه دانست باعث او بر اظهار ، عمل به سنّت است بايد از اداى حقّ عطا كننده غفلت نورزد و بنگرد اگر دهنده از كسانى است كه سپاسگزارى و شهرت را دوست دارد بايد عطاى او را پوشيده بدارد و سپاسگزارى نكند ، زيرا اداى حقّ او در اين است كه وى را بر ظلم كمك نكند ، چه انتظار شكر از ديگران ظلم است ؛ و هر گاه از حال او بفهمد كه او شكرگزارى را دوست نمىدارد و بخشش او براى اين مقصود نيست شكر او را بگويد و صدقه دادن او را اظهار كند . پيامبر ( ص ) به همين مناسبت به مردى كه در پيش روى او وى را ستودند فرمود : « گردن وى را زديد اگر آن را بشنود رستگار نخواهد بود . » « 54 » با اين حال آن حضرت بعضى را در پيش روى آنها مىستود ، زيرا آن حضرت بر يقين آنها اعتماد داشت و مىدانست كه اين عمل به حال آنها زيان ندارد بلكه بر رغبت آنها به كار خير مىافزايد ؛ از اين رو به يكى از آنها فرمود : « او سرور چادرنشينان است » « 55 » ؛ و در باره ديگرى گفت : « اگر بزرگ قومى بر شما وارد شد او را گرامى بداريد . » « 56 » و نيز سخن مردى را شنيد و به شگفت آمد و فرمود : « برخى از سخنان به پايهء سحر مىرسد . » « 57 » و فرمود : « هر گاه يكى از شما در برادر خود نكويى ببيند به او خبر دهد ، چه اين امر
هامش
( 54 ) عراقى گفته است : حديث مذكور كه از ابى بكره است متفق عليه مىباشد ، در روايت طبرانى افزوده است : « به خدا سوگند اگر بشنود هرگز رستگار نخواهد شد . » مسند احمد صدور حديث را روايت كرده است ، ج 5 ، ص 41 . ( 55 ) اسد الغابه ابن اثير ، ج 4 ، ص 219 از حديث قيس بن عاصم و اين كه پيامبر ( ص ) اين سخن را به او فرموده است . ( 56 ) سنن ابن ماجه ، شماره 3712 ؛ كافى ، ج 2 ، ص 659 . ( 57 ) صحيح ترمذى ، ج 8 ، ص 184 .