بر خويش بداند ؛ و طريق ، از آن جهت كه خداوند او را راه و واسطهء نعمت خود قرار داده بر انسان داراى حقّى است ، و اين امر منافات ندارد با آن كه انسان نعمت را از جانب خداوند بداند و او را منعم حقيقى بشناسد . پيامبر ( ص ) فرموده است : « كسى كه شكر مردم را نگويد شكر خدا را نگفته است . » « 16 » خداوند در چند جاى قرآن اعمال بندگانش را مورد سپاس قرار داده است با اين كه او آفريننده آنها و ايجاد كننده قدرت آنها در انجام دادن آن اعمال است ؛ مانند :
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ *
« 17 » و امثال اين آيات ؛ و بايد گيرندهء زكات در دعاى خود بگويد : طهّر اللّه قلبك فى قلوب الابرار و زكّى عملك في عمل الأخيار ، و صلّى على روحك في ارواح الشّهداء . پيامبر ( ص ) فرموده است : « كسى كه به شما نيكى كرد آن را تلافى كنيد ، و اگر نتوانيد برايش دعا كنيد تا آن اندازه كه بدانيد آن را تلافى كردهايد . » « 18 » مىگويم : اين حديث از طريق خاصّه نيز روايت شده و به اضافه حديث ديگرى در اين باب پيش از اين ذكر شده است . در كافى از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرموده است : امير مؤمنان ( ع ) مىفرمود : « كسى كه نيكى را به مانند آنچه دربارهاش شده است پاسخ گويد نيكى ديگران را تلافى كرده و اگر نيكى را دو چندان كند شكرگزارى كرده و كسى كه شكرگزار باشد كريم است . » « 19 » غزّالى مىگويد : از كمال شكر آن است كه اگر در عطاى صدقه دهنده عيبى مشاهده كند آن را بپوشاند و عطايش را اندك نشمارد و بدگويى نكند ، و اگر از دهش دست باز دارد او را سرزنش نكند و كار او را هم نزد خود و هم در پيش مردم بزرگ بشمارد ؛ امّا وظيفهء عطا كننده اين است كه عطايش را كوچك بداند ، همچنان كه وظيفهء گيرنده اين است كه آن را بزرگ شمارد و منّت او را به گردن گيرد ؛ و بر هر يك لازم است به وظيفه
هامش
( 16 ) سنن ترمذى ، ج 8 ، ص 133 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 252 ؛ سنن ابو داود ، ج 2 ، ص 555 .
( 17 ) ص / 44 : . . . چه بنده خوبى كه بسيار بازگشت كننده به سوى خدا بود .
( 18 ) سنن ابى داود در حديثى از ابن عمر ؛ سنن نسائى ، ج 5 ، ص 82 ضمن حديث ديگر .
( 19 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 27 .