آنها نخست خداوند و سپس قيامت باشد ، و معناى قول خداوند متعال :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 15 » همين است . ليكن چون حكمت اقتضا كرد كه شهوتها و نيازها را بر بندگان چيره سازد ، و اينها افكار و اهداف او را پراكنده مىگردانند ، لذا به مقتضاى كرم خويش نعمتهايى افاضه فرمود تا نيازهاى بندگان را كفايت كند ، و اموال را بسيار گردانيد و بر دست بندگانش جارى ساخت ، تا وسيلهاى براى رفع نيازهاى آنها و موجبى براى فراغت خاطر جهت اداى طاعاتشان باشد . پس بعضى را از مال بسيار بهرهمند ساخت تا آنها را مورد آزمايش و ابتلا قرار دهد ، و در ميان خطر وارد سازد ، و برخى را كه مورد محبّت او بودند از دنيا پرهيز داد همان گونه كه پرستار مهربان بيمارش را از آنچه براى او زيان دارد پرهيز مىدهد ؛ از اين رو آنها را از زخارف و فضول دنيا بر كنار داشت و روزى آنها را به اندازهء نيازشان بر دست توانگران جارى ساخت تا مشغوليّت كسب و رنج گردآورى و نگهدارى اموال بر دوش توانگران و سود آنها نصيب مستمندان باشد ، و اينان خود را وقف عبادت خدا كنند و خويشتن را براى پس از مرگ آماده سازند ، و زخارف دنيا آنان را از اين مقصود منصرف نسازد ، و فقر و بينوايى آنها را از آمادگى باز ندارد . و اين بالاترين نعمت است . پس بر نادارهاست كه قدر نادارى را بشناسند و به حقيقت بدانند كه لطف الهى در آنچه به وى نداده بيش از فضل اوست نسبت به آنچه به او عطا كرده است ؛ چنان كه بيان و تحقيق اين مطلب در كتاب فقر خواهد آمد . بنابراين گيرندهء زكات آنچه را مىگيرد بايد آن را روزى خود و كمكى براى طاعت حق تعالى بشمارد ، و نيّتش به دست آوردن نيرو براى عبادت خدا باشد و اگر بر اين كار توانايى نيابد آن را در امور مباح صرف كند ، چه اگر آن را وسيله معصيت خداوند قرار دهد نعمت او را ناسپاسى كرده و مستحقّ خشم خداوند و دورى از رحمت او خواهد بود .
2 - دهندهء زكات را شكر گويد ،
( 1 ) و او را ستايش و برايش دعا كند ، و اين به اندازهاى باشد كه او را از حدّ واسطه بيرون نبرد و منعم نپندارد ، بلكه او را طريق وصول نعمت خدا
هامش
( 15 ) ذاريات / 56 : من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند .