غلبه مىدهد و اسباب را براى آنان فراهم مىسازد تا بتوانند دست عطا از آستين در آورند و كسى كه در اين باره يقين دارد جز به مسبّب الاسباب نظر نخواهد داشت . يقين چنين بندهاى براى صدقه دهنده سودمندتر از شكر و سپاس ديگرى غير از اوست چه شكر و ستايش ، حركت زبان است كه غالبا سودش اندك است ، امّا كمك و اعانت چنين خداشناسى هرگز ضايع نخواهد ماند . علاوه بر اين كسى كه در برابر عطا و بخشش ستايش و دعاى خير مىكند در صورت منع و خوددارى از اعطا نكوهش ، و در صورت ايذاء نفرين خواهد كرد و احوال او متفاوت مىباشد ؛ و كسى كه درون خود را از ملاحظه واسطهها مگر در آن حدّ كه واسطهاند پاكيزه نكرده شايد در باره او بتوان گفت كه از شرك خفّى جدا نيست و بايد در تصفيه توحيد خود از زنگار شرك و كدورات آن از خداوند بيمناك باشد .
مىگويم : در مورد آيهء :
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 52 » از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت شده كه فرموده است : « اين سخن مردى است كه بگويد اگر فلانى نبود هلاك مىشدم ، و اگر فلانى نبود به فلان موفقيّت نمىرسيدم و اگر فلانى نبود عائلهام نابود شده بود . آيا نمىبينى او براى خداوند شريكى در سلطنتش قرار داده كه به او روزى مىدهد و حوادث را از وى دفع مىكند . » عرض كردم : مىگويد : اگر خداوند به وجود فلانى بر من منّت نمىگذاشت هلاك شده بودم ؟ فرمود : « آرى اين سخن و امثال آن اشكالى ندارد . » اين حديث را احمد بن فهد در العدّة « 53 » روايت كرده است . با اين حال نبايد علم او به توحيد وى را از گزاردن شكر واسطه مانع شود . در الفقيه آمده كه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « كسى كه نسبت به او نيكى شده بايد تلافى كند ، و اگر نمىتواند سپاسگزارى كند و اگر اين كار را نكند كفران نعمت كرده است . » « 54 » امام صادق ( ع ) فرموده است : « خداوند راهزنان كار خير را لعنت كند » ؛ عرض شد : چه
هامش
( 52 ) يوسف / 106 : و اكثر آنها كه مدّعى ايمان به خدا هستند مشركند .
( 53 ) ص 70
( 54 ) الفقيه صدوق ، ص 162 ، شماره 16 و 17 ؛ كافى ، جلد 4 ، ص 33 .