3 - سبب تعظيم و اين حالتى است قلبى كه از دو شناخت پديد مىآيد : يكى شناختن جلال و عظمت پروردگار كه آن از اصول ايمان شمرده مىشود ، زيرا كسى كه معتقد به عظمت او نيست تن به تعظيم او نمىدهد ؛ ديگرى شناختن حقارت نفس خويش و پستى آن است ، و اين كه بداند او بندهاى مقهور و مملوك است ، تا با شناخت اين دو امر حالت زارى و فروتنى و خشوع براى خدا در او پديد آيد ، و اين را تعظيم گويند . و تا معرفت حقارت نفس با معرفت جلال پروردگار همراه نشود حالت تعظيم و خشوع حاصل نخواهد شد ، چه كسى كه از غير بىنياز ، و بر نفس خويش ايمن باشد ممكن است عظمت غير خود را بشناسد ، ليكن حالت خشوع و تعظيم در برابر او نخواهد داشت ، زيرا نيمى از معرفت را كه عبارت از شناخت حقارت نفس و احتياج ذاتى اوست فاقد است .
4 - هيبت و خوف حالتى است نفسانى كه ناشى از شناخت قدرت و قهر و غلبهء خداوند ، و نفوذ مشيّت او در وى توأم با بىمبالاتى و عدم اهتمام در اجراى تكاليف است . او مىداند اگر خداوند خلق اوّلين و آخرين را هلاك گرداند ذرّهاى نقصان در پادشاهى او راه نمىيابد ؛ علاوه بر اين از اين نكته نيز آگاه است كه بر پيامبران و اولياى خدا چه مصيبتها و بلاهاى گوناگونى گذشته با اين كه قدرت بر دفع آنها به حدّ كمال در آنان وجود داشته است ، و اين خلاف چيزى است كه از شاهان روى زمين ديده مىشود . خلاصه هر قدر بر دانش انسان نسبت به پروردگار متعال افزوده شود خوف و خشيت او افزايش مىيابد ، و ما اسباب پيدايش خوف را در بخش منجيات بيان خواهيم كرد .
5 - اميد يا رجا سبب آن معرفت به لطف و كرم حق تعالى و انعام عام و لطايف صنع او است ، و اين كه در وعدهء خود كه بهشت را پاداش نماز قرار داده صادق است ، و چون به لطف او معرفت ، و به وعدهء او يقين حاصل شود ناچار از مجموع آنها اميد پديد مىآيد .
6 - شرم يا حيا سبب آن احساس كوتاهى در عبادت و شناختن عجز از اداى حقّ بارى تعالى است ، و دو چيز مايهء تقويت اين خصلت است ، يكى شناخت
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٥٧٨