تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
افراد مختلف با يكديگر تفاوت دارند ، زيرا آنان در فهم معانى قرآن و تسبيحات با يكديگر مشاركت ندارند ، چه بسيار معانى لطيفى كه ممكن است نمازگزار در ميان نماز درك كند در حالى كه هرگز پيش از آن اين معانى به دل او خطور نكرده است . از اين رو نماز انسان را از فحشا و منكر باز مىدارد زيرا در آن امورى را درك مىكند كه او را بناچار از ارتكاب فحشا و منكر ممنوع مىسازد . سوّم - تعظيم : اين امرى غير از حضور قلب و فهم است ، زيرا ممكن است انسان به هنگامى كه ديگرى را طرف خطاب خويش قرار مىدهد حضور قلب داشته باشد ، و معناى سخن را بفهمد ، ليكن او را بزرگ نشمارد و تعظيم نكند ، بنابراين بزرگداشت مخاطب امرى زياده بر آن دو مىباشد . چهارم - هيبت : و آن امرى اضافه بر تعظيم و عبارت از بيمى است كه برخاسته از بزرگداشت مخاطب است زيرا در جايى كه ترس نيست هيبت وجود ندارد ، و بيم از كژدم ، و بدخويى بنده و امثال آنها كه در مرتبه‌اى پست قرار دارند نيز هيبت شمرده نمىشوند ، امّا ترس از پادشاه بزرگ را هيبت مىگويند . لذا هيبت بيمى است كه منشاء آن عظمت و جلال است . پنجم - اميد : شكّ نيست كه اميد زياده بر چهار خصلتى است كه ذكر شد . چه بسيارند پادشاهان بزرگى كه داراى هيبت و شكوه بوده و قدرت آنها مايهء خوف و بيم است ليكن مردم اميد خير و خوبى از آنها ندارند ، از اين رو بنده بايد با نمازى كه به درگاه پروردگار مىگزارد به پاداشهاى او اميدوار بوده ، و در برابر گناه و تقصير خود از كيفر او بيمناك باشد . ششم - شرم : و آن اضافه و غير از خصلتهايى است كه شرح داده شد ، زيرا آن برخاسته از احساس تقصير و توهّم گناه است ، و در جايى كه تصوّر تقصير و ارتكاب گناه نمىرود ، تعظيم و بيم و اميد بدون شرم و حيا قابل تصوّر است .

اسباب معانى ششگانهء مذكور

( 1 ) 1 - بدان كه سبب حضور قلب اراده است ، زيرا دلت تابع عزم و تصميم