براى خدا به جا مىآورد ، تا از نماز قضا چنانچه اداى آن را قصد كند و همچنين نماز واجب از نافله و ظهر از عصر و جز اينها جدا و مشخصّ گردد ، و نيّت با يكى از تكبيرات هفتگانهء افتتاحيّه همزمان باشد و آن را تكبيرة الاحرام قرار دهد ، و با گفتن هر يك از تكبيرها دستها را بلند كند ، چه اين عمل مايهء زينت نماز و بندگى است و براى امام تأكيد شده است . در هنگامى كه دستها را بلند مىكند كفها را مقابل قبله قرار دهد ، و انگشتان را بجز انگشت شست به همديگر بچسباند ، و كفهاى دست را از گوشها بالاتر نبرد ، و تكبير را در آغاز بلند كردن دستها بگويد ، و با انتهاى بلند كردن دستها تكبير را به پايان برساند ، و در همهء تكبيرهاى نماز به همين گونه رفتار كند . همزهء اسم جلاله ( الله ) و اكبر همزهء قطع بدون مدّ مىباشند ، و هاى جلاله را به طور خفيف بدون اشباع مضموم كند ، و ميان لام و هاء بيش از حدّ معمول مدّ ندهد ، و راى اكبر را مجزوم كند ، و نبايد مضموم گردد . نمازگزار با گفتن تكبيرهاى هفتگانه ادعيّهء آنها را بخواند ، و به هنگام گفتن تكبير سوّم بگويد : « اللهم انت الملك الحق لا إله الا انت سبحانك انّى ظلمت نفسى فاغفرلى ذنبى انه لا يغفر الذنوب الا انت ، و پس از تكبير پنجم بگويد : « لبّيك و سعديك « 2 » و الخير فى يديك و الشرّ ليس اليك ، المهدىّ من هديت لا ملجأ منك الا اليك سبحانك و حنانيك تباركت و تعاليت سبحانك رب البيت ، » در برخى از روايات پس از جملهء « و المهدى من هديت » آمده است « منك و بك و لك و اليك » و پس از تكبير هفتم بگويد :
« وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
عالم الغيب و الشهادة حنيفا مسلما
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
،
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ
و انا من المسلمين » و در بعضى از اخبار به جاى « عالم الغيب
هامش
( 2 ) « لبيك و سعديك » يعنى پياپى به فرمانبردارى تو برمىخيزم ، و براى امتثال اوامرت از تو يارى مىجويم ، « و الشر ليس اليك » يعنى بدى به تو نسبت داده نمىشود ، و از تو سر نمىزند ، حنان به تخفيف نون به معناى مهربانى و با تشديد به معناى مهربان است ، و « سبحانك و حنانيك » يعنى تو را از آنچه سزاوارت نيست پاك مىدانم و رحمت پياپى تو را درخواست مىكنم .