1 - نبودن آب پس از جستجوى لازم .
2 - وجود مانع در راه رسيدن به آب مانند وجود حيوان درنده يا مانعى باز دارنده .
3 - احتياج شديد به آب موجود به سبب تشنگى خود او يا رفيقش .
4 - اين كه آب موجود ملك غير باشد ، و او جز به بهايى ظالمانه حاضر به فروش آن نشود .
5 - دچار بيمارى يا زخمى است كه از رسيدن آب به بدنش بيم دارد .
در همهء اين موارد بايد صبر كند تا وقت اداى فريضه فرا رسد ، در آن هنگام بايد زمينى را كه روى آن خاك پاك نرم خالص غبار برانگيز باشد اختيار كند .
نخست انگشترش را از انگشت خود جدا سازد ، سپس در حالى كه انگشتانش را باز كرده ، و در دل مىگذراند كه براى تقرّب به خدا تيمّم مىكند با گفتن بسم الله دو كف دستها را بر زمين مىزند ، و آنها را بر پيشانى و هر دو طرف پيشانى خود مىكشد ، و احوط اين است كه ابروها را جزء پيشانى به حساب آورد و بر آنها دست كشد ؛ سپس براى بار دوّم دو كف دست را بر زمين مىزند ، و با باطن دست چپ ظاهر دست راست را از مچ تا سر انگشتان و بالعكس مسح مىكند . و بنابر قول اصحّ اگر در مسح پيشانى و دو دست به يك ضربه اكتفا كند به شرط باقى بودن اثر خاك بر دستها او را كافى است . بعضى از علماى ما مسح تمامى صورت و دو دست را تا مرفق جايز دانسته و به رواياتى كه در اين باره از اهل بيت ( ع ) رسيده است استناد كردهاند ؛ عمل به اين رأى مانعى ندارد جز اين كه ترك آن احوط است ، زيرا احتمال دارد صدور اين روايات براى تقيّه بوده باشد .
امّا آنچه در تيمّم واجب مىباشد عبارت است از نيّت ، زدن دستها بر زمين ، مسحهاى سه گانه ، ترتيب ، موالات ، پاك بودن خاك ، پاك بودن محلّهاى مسح در صورت امكان .
اينها احكام اقسام سه گانهء طهارت ( وضو ، غسل و تيمّم ) و آداب آنها بود كه ذكر شد ، و هر كس سالك راه آخرت باشد ناگزير است آنها را فرا گيرد و
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٤٨٨