افتراگويان بر من زياد شدهاند ؛ هر كس عمدا بر من دروغ بندد جايگاه خود را در آتش بداند » ، امّا پس از او بر او افترا بستند . سپس امير مؤمنان ( ع ) بعد از سخنانى چند فرمود : « بعد از رسول خدا ( ص ) اين وضع ادامه يافت به طورى كه با جعل دروغ و افترا و بهتان ، به پيشوايان راه ضلالت و دعوت كنندگان به سوى آتش تقرّب مىجويند ، تا به آنها پست و مقام دهند ، و آنها را بر پشت مردم سوار كنند ، و به وسيلهء آنها از نعيم دنيا بهرهمند شوند . براستى مردم همواره خواهان دنيا و سران و پادشاهانند جز كسى كه خداوند او را از اين كار مصون داشته است . » گروهى از سنّيان « 69 » روايت كردهاند كه معاويه به كسانى از صحابه كه مورد وثوق و اعتماد مردم بودند اموال كلان مىداد تا در فضيلت خلفاى سه گانه يا مذمّت امير مؤمنان ( ع ) حديث جعل كنند ، و آنها را در حضور مردم بر بالاى منبر از پيامبر خدا ( ص ) روايت كنند ، و يا آنچه را در فضيلت على ( ع ) وارد شده است از فضايل آنها به شمار آورند . ابن ابى الحديد حنفى معتزلى در شرح خود بر نهج البلاغه از ابى جعفر اسكافى روايت مىكند « 70 » كه معاويه صد هزار درهم به سمرة بن جندب داد تا روايت كند كه آيهء :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
« 71 » در شأن على ( ع ) و آيه :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
« 72 » دربارهء ابن ملجم نازل شده است ، ليكن او صد هزار درهم را نپذيرفت ، معاويه به او دويست هزار درهم داد ، نيز نپذيرفت ، سرانجام به او سيصد هزار درهم داد ، و او آنها را قبول كرد .
كشّى به سند معتبر « 73 » از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « پس
هامش
( 69 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 361 .
( 70 ) همان مأخذ ، ج 1 ، ص 361 .
( 71 ) بقره / 204 : و بعضى از مردم كسانى هستند كه گفتار آنها در زندگى دنيا مايه اعجاب تو مىشود .
( 72 ) بقره / 207 : بعضى از مردم ( همچون على ( ع ) در ليلة المبيت به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر ص ) جان خود را در برابر خشنودى خدا مىفروشند .
( 73 ) رجال كشّى ص 8 .