وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
« 7 » ، و نيز :
وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ
« 8 » ، در نظر اهل بينش روشن است كه مردم حتّى در امور ساده و محدود جز از طريق غلبه يا تقليد اتّفاق نظر پيدا نمىكنند چه رسد به اين امر خطير و بزرگ ، آن هم با وجود اختلافات شديد ، چنان كه خداوند فرموده است :
وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ
« 9 » . و اگر هم فرض شود كه آنها اتّفاق نظر پيدا كنند چگونه بر انتخاب فرد شايستهتر اطّلاع مىيابند در حالى كه براى آگاهى بر باطن اشخاص و ضماير آنها راهى در اختيار آنان نبوده است . موسى كليم ( ع ) با وجود مقام پيامبرى و گفتگو با خداوند براى ميقات پروردگارش هفتاد تن را از ميان ياران خود برگزيد و در انتخاب وى افسد بر اصلح فزونى يافت . همچنين در كنار پيامبر ما ( ص ) منافقانى وجود داشتند كه خداوند دربارهء آنها به پيامبر خطاب مىكند :
وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ
« 10 » ، در حالى كه پيامبر ( ص ) آنان را منافق به شمار نمىآورد ، در اين صورت چگونه براى آحاد مردم ميسّر است كه فرد اصلح و شايستهتر را بشناسند و تميز دهند ، و بسا ممكن است منافقى گمراه كننده را بىآن كه بر نفاق و مكر او آگاه باشند به زمامدارى برگزينند ، و بر اثر فساد ضمير او امّت فاسد و تباه گردد . از اين رو انتخاب تنها از آن كسى است كه آنچه را در سينهها پنهان و در دلها نهفته است بداند ، و اين كسى جز خداى متعال نيست :
وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
.
هامش
( 7 ) قصص / 69 : و پروردگار تو هر چه را بخواهد مىآفريند ، و هر چه را بخواهد برمىگزيند ، آنها ( در برابر او ) اختيارى ندارند ، منزّه است خداوند و برتر است از شريكهايى كه براى او قرار مىدهند .
( 8 ) قصص / 70 : پروردگار تو مىداند آنچه را كه سينههاشان پنهان مىدارد و آنچه را كه آشكار مىكند .
( 9 ) هود / 118 : . . . و آنها همواره در اختلافند .
( 10 ) توبه / 101 : و از ميان اعراب باديهنشينى كه پيرامون شما هستند گروهى منافقند ، و از مردم مدينه نيز دستهاى سخت به نفاق پاىبندند كه آنها را نمىشناسى و ما آنان را مىشناسيم .