اندكند ، چه بسيارند ، اندرزجويان از حديث كه نسبت به قرآن خيانتكارند ، عالمان در غم ترك عمل و نادانها در اندوه حفظ الفاظند ، يكى دنبال حفظ حيات ، و ديگرى در پى هلاكت خويش است ، و اين جاست كه دو رعايت كننده از هم جدا و دو دسته از هم متمايز مىشوند . » « 49 » و نيز به سند خود از آن حضرت دربارهء قول خداوند متعال :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
نقل كرده كه فرموده است : « مراد عالمى است كه كردارش ، گفتارش را تصديق كند ، و كسى كه كردارش مصدّق گفتارش نباشد عالم نيست . » « 50 » در روايت ديگرى است : « و هر كس كردارش با گفتارش وفق نداشته باشد ايمانش عاريه و لرزان است . » در مصباح الشّريعه از آن حضرت نقل شده « 51 » كه فرموده است : « براستى عالم كسى است كه اعمال شايسته و اذكار پاكيزه و صداقت و پرهيزگاريش معرّف او باشد ، نه زبان و گردنفرازى و ادّعايش ، در غير اين زمان كسانى به طلب علم اقدام مىكردند كه از خرد ، پارسايى ، حكمت ، شرم و ترس از خدا برخوردار بودند ، و در اين روزگار نشانى از اين چيزها در طالبان علم نمىبينيم .
عالم به عقل ، مدارا ، محبّت ، خلوص ، بردبارى ، شكيبايى ، گشاددستى نياز دارد ، و دانشجو به شوق ، اراده ، فراغت ، پارسايى ، خشيت ، حفظ و دورانديشى محتاج است . » نيز از آن حضرت روايت شده كه فرموده است : « خداوند به داوود ( ع ) وحى كرد عالمى كه به علمش عمل نمىكند كمترين كار من با او سختتر از هفتاد مجازات باطنى است ، و آن اين كه شيرينى ياد خود را از دلش بيرون مىبرم . » غزّالى مىگويد :
3 - عالم بايد همّتش را به تحصيل علمى متوجّه كند كه در آخرت سودمند باشد ،
( 1 ) و بر رغبت او در طاعت بيفزايد ، از كسب علومى كه سود آنها اندك ، و
هامش
( 49 ) كافى ، ج 1 ، ص 49 ، به شمارهء 6 .
( 50 ) همان مأخذ ، ص 36 ، به شمارهء 2 ، روايت بعدى ، ص 45 ، به شمارهء 5 .
( 51 ) باب 62 ، ص 41 .