تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
شود بند عوام از او گشوده مىگردد و ممكن نيست او را به قيد خواصّ در آورد ، در نتيجه سدّى كه ميان او و گناهان است برداشته مىشود ، و به شيطانى سركش مبدّل خواهد شد كه خود و ديگران را هلاك مىكند ، از اين رو عوام را نبايد در مسائل دقيق و حقايق علوم وارد كرد ، بلكه بايد نسبت به آنها به آموزش عبادات و تعليم امانت در هنر و پيشه‌اى كه دست‌اندركار آنند بسنده كرد ، و دل آنها را از بيم و اميد به دوزخ و بهشت طبق آنچه قرآن بدان گوياست پر ساخت ، و نبايد در آنها شبهه برانگيخت ، زيرا بسا اين شبهه بر دل آنها نقش بندد ، و زدودن آن مشكل گردد ، و در نتيجه دچار شقاوت و هلاكت شوند . كوتاه سخن اين كه نبايد باب بحث را بر روى عوام باز كرد ، زيرا اين امر سبب تعطيل كارها و صناعاتى مىشود كه امور مردم ، و دوام زندگى خواصّ و برگزيدگان متّكى به آنهاست .

8 - معلّم بايد به علم خود عمل كند ،

( 1 ) و كردارش گفتارش را تكذيب نكند ، زيرا علم به بصيرت و چشم دل درك مىشود ، و عمل به بصر و چشم سر مشاهده مىگردد ، و دارندگان چشم سر بيش از صاحبان بصيرتند ، و چون عمل مخالف علم باشد مانع رشد و تكامل مىشود . و اگر كسى چيزى تناول كند ، و به مردم بگويد آن را نخوريد كه زهر كشنده است مردم او را ريشخند و به جنون متّهم مىكنند ، و حرص آنها در مخالفت با سخن او افزون مىشود ، و مىگويند : اگر آن پاكيزه‌ترين و لذيذترين چيزها نبود آن را براى خود برنمىگزيد . معلّم رهنما نسبت به دانشجو مانند نقش نسبت به گل يا چوب نسبت به سايه است ؛ گل چگونه ممكن است از چيزى كه در آن نقشى نيست نقش بپذيرد ، و يا چوبى كه كج است سايه‌اش راست و مستقيم باشد . از اين رو گفته‌اند :
لا تنه عن خلق و تاتى مثله * عار عليك اذا فعلت عظيم « 34 »
هامش
( 34 ) از صفتى كه خود مانند آن را مرتكب مىشوى نهى مكن اگر اين كار را بكنى ننگ بزرگى دامنگير توست .