تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
پيامبر ( ص ) فرموده است : « چاپلوسى خوى مؤمنان نيست جز براى طلب علم . » « 8 » بنابراين دانشجو نبايد نسبت به معلّم تكبّر ورزد ، از جمله موارد تكبّر دانشجو بر معلّم اين است كه تنها از كسانى كه منظور نظر مردم و مشهورند استفاده كند ، و اين عين حماقت است ، چه علم وسيلهء رستگارى و سعادت مىباشد ، و كسى كه از درّنده‌اى كه قصد دريدنش را دارد گريزگاهى مىطلبد براى او تفاوت ندارد كه شخصى نامور و مشهور او را به اين مقصد راهنمايى كند يا شخصى ناشناخته و گمنام ، و بىترديد درّندگى ددان دوزخ نسبت به خدانشناسان ، سخت‌تر از شرارت و درّنده‌خويى هر درّنده‌اى است . بنابراين حكمت گمشده مؤمن است ، هر جا آن را بيابد غنيمت مىشمرد ، و منّت كسى را كه در اين مقصود راهنمايش باشد به گردن مىگيرد ، و آن كس هر كه باشد از اين رو گفته شده است :
العلم حرب للفتى المتعالى * كالسيل حرب للمكان العالى « 9 »
بىشكّ علم جز از راه فروتنى و گوش فرا دادن به دست نمىآيد ، خداوند متعال فرموده است :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 10 » معناى صاحبدل بودن اين است كه انسان شايستگى فهم علم را داشته باشد ، و قدرت و قابليّت فهم زمانى سودمند است كه با حضور قلب گوش فرا دهد و مطلبى را كه به او گفته مىشود با فروتنى و سپاس و خوشحالى استقبال كند ، و به خوبى بشنود ، و آن را منّتى بر خود از سوى خداوند بداند . دانشجو نسبت به معلّم خود بايد همچون زمين نرم باشد كه چون باران بسيار بر آن ببارد همهء اجزاى آن سيراب مىگردد ، و با فروتنى و تسليم همهء آنچه را بر او فرو ريخته
هامش
( 8 ) بحار ، به نقل از عدّة الدّاعى ، باب حقّ العالم ، ج 1 ؛ شعب الايمان ، بيهقى ، به سند ضعيف از معاذ ؛ الجامع الصغير ، و در آن آمده است « چاپلوسى و حسد از اخلاق مؤمن نيست جز در طلب علم » از اين رو براى مؤمن سزاوار است كه در طلب دانش غبطه ورزد و چاپلوسى كند ، و اين به معناى كثرت دوستى و رفاقت با معلّم است تا حقايق را از او فرا گيرد ، يا معلّم در تعليم خود خلوص ورزد . ( 9 ) دانش براى جوانمرد بلند همّت پيكار است همچون سيل كه براى مكان مرتفع پيكار است . ( 10 ) ق / 37 : در اين تذكّرى است براى آن كس كه عقل دارد ، يا گوش فرا دهد و حضور يابد .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 213 | الفيض الكاشاني