كه :
لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ
، و آنچه با آن مردم انذار مىشوند همين دانش فقه است ، نه فروع طلاق ، لعان ، سلم و اجاره ، زيرا با اين فروع بيم و ترس حاصل نمىشود ، بلكه اكتفاى مستمرّ به اينها دل را دچار قساوت مىكند ، و خوف و خشيت از خدا را از آن مىزدايد ، چنان كه از كسانى كه خود را وقف اين امور كردهاند مشاهده مىشود و آنها همان گونهاند كه خداوند فرموده است :
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها
« 20 » و مقصود آيه عدم فهم معانى ايمان است نه عدم درك فتواها . به جان خودم سوگند كه در لغت فقه و فهم دو اسمند براى يك معنا و ما آنها را طبق عادت خود كه در گذشته و حال جارى بوده و هست استعمال مىكنيم . خداوند فرموده است :
لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
« 21 » در اين آيه حق تعالى كمى بيم آنها را از خداوند ، و بزرگ دانستن قدرت خلق را ، به سبب كمى فقه آنها ذكر كرده است ، حال بايد انديشيد كه اين وضع نتيجهء عدم حفظ فروع فتواها و احكام بوده ، يا حاصل عدم علومى كه ما آنها را ذكر كرديم ؟
پيامبر ( ص ) به كسانى كه بر او وارد شدند فرمود : « اينان عالمان ، حكيمان و فقيهانند . » « 22 » و نيز فرمود : « آيا شما را آگاه نكنم كه فقيه كامل كيست ؟
عرض كردند : چرا ؛ فرمود : كسى كه مردم را از رحمت خداوند نوميد نكند ، و از مكر خدا ايمن نگرداند ، و از يارى خدا مأيوس نسازد ، و قرآن را به خاطر غير آن رها نكند . » « 23 » و فرموده است : « بندهء فقيه كامل نمىشود ، مگر آنگاه كه دشمنى او با
هامش
( 20 ) اعراف / 179 : آنها دلهايى ( عقلهايى ) دارند كه با آن نمىفهمند ( انديشه نمىكنند ) .
( 21 ) حشر / 13 : وحشت از شما در دلهاى آنها بيش از ترس از خداست ، اين به سبب آن است كه آنها گروهى نادانند .
( 22 ) كافى ، ج 2 ، ص 48 ؛ عراقى گفته است : اين حديث را ابو نعيم در حليّه ، بيهقى در الزّهد و خطيب در تاريخ خود با سندى ضعيف از حديث سويد بن حرث نقل كرده است .
( 23 ) العلم ، ابن عبد البرّ ، المختصر ، ص 120 ، از علىّ بن ابى طالب ( ع ) از پيامبر ( ص ) ؛ سنن ، دارمى ، ج 1 ص 89 به سند خود از يحيى بن عباد از على ( ع ) ؛ تيسير الوصول ، ج 4 ، ص 162 از علىّ بن ابى طالب ( ع ) ، و رزين نيز آن را نقل كرده است .